خواجه نصير الدين الطوسي

548

اخلاق محتشمى ( فارسى )

و تمامى و الفاظ مفحش « 1 » و كلمات موحش مشهور و مذكور شوى ، [ و كذب و افتعال ] و دروغ و احتيال را با مردم وسيلت حاجات و واسطهء « 2 » مطالب و مرادات خويش مساز ، كه به آن عيب و رذيلت « 3 » معروف و موصوف گردى . خبر صاحب شريعت است عليه الصلاة و السلم « 4 » كه : الكذب مجانب الايمان . و در سخن سوگند بسيار [ خوردن ] روا مدار ، و ذكر خداى ( را ) به قسم ، متداول زبان و مستعجل « 5 » بيان خويش مگردان ، كه دين ترا تخلل كند ، و وقع و قدر و ذكر خير تو در ميان ( خلق ) از آن نقصان پذيرد ، و رجاى ارباب حوائج كه از تو توقع خير و طمع برّ دارند منقطع شود . ( 43 ) اى پسر ! بر چيزى كه از تو فوت شود تحسر منماى ، و غم و اندوه به خود راه مده ، كه از سرمايهء ثواب بىبهره گردى ، و دست ادراك تو از دامن مطلوب و مقصود قاصر ماند ، و از خير و مبرتى كه به تو رسد و امنيّتى كه بنجاح [ 34 ر ] پيوندد بسيار شادى منماى ، و در فرح و مرح « 6 » افراط جايز مشمار ، كه از اداى شكر بارى تعالى بر آن عطيت بازمانى ، و مستحق مزيد نعمت و موهبت آفريدگار نباشى . و در همه حال بر آنچه خداى تعالى روزى كند ، و از خزانهء مقادير ارزاق خلايق نصيب ( به ) تو رسد ، كه : و كلّ شيىء عنده به مقدار ، شكر گزار ؛ و در ازاى آلاء و نعماء ايزدى و جزاى صنايع و منايح يزدانى ، هميشه باداى حمد « 7 » و شكر متوجه حضرت صمديت او باش .

--> ( 1 ) - خ : مستهجن . ( 2 ) - ص : حاجت واسطه . ( 3 ) - خ : زور . ( 4 ) - ص : ع . ( 5 ) - خ : مستعمل . ( 6 ) - خ : ترح . ( 7 ) - خ : شكر و حمد .