خواجه نصير الدين الطوسي

549

اخلاق محتشمى ( فارسى )

( بيت : ) الا فاشكر لربّك كلّ وقت * على الآلاء و النّعم الجسيم ( شعر : ) شكر كن از پى زيادت را * عالم الغيب و الشهادت را آدمى سوى حق همى پويد * آن نكوتر كه شكر حق گويد ( 44 ) اى پسر ! چون عزيمت خيرى كنى مبادرت و مسارعت در آن كار غنيمت شمار ، و تعجيل نماى ، كه خير اندك چون در اتمام و تحصيل آن تعجيل نمائى بسيار باشد ، بادر الى الخيرات قبل فواتها . و شر را كه در نظر تو اندك نمايد حقير مدان ، و بدان مبالات نماى ، كه اندك آن داعيه بسيار گردد ، و موجب استمرار شرور شود ، [ 34 پ ] خلالى ستونى كند روزگار . و چون كسى ترا « 1 » امين دانست ، و بر تو اعتماد كرد ، در اداى امانت او جهد نماى ، و خيانت روا مدار ، و نص « أَنْ تُؤَدُّوا « 2 » الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها » را ممثل باش ، چه آنكس ترا موثوق و مؤتمن دانسته است ، و بحسن الظن « 3 » و رأى خوب در حق تو طريق احسان سپرده ، و جهت خود ، ترا در امانت و عدالت عديل نفس و وكيل مصلحت خويش شناخته ، و گنجور مستودع نفس خود ساخته ، تو جهد نماى تا بر آن خلق نيكو كه او را به باب تو بوده است راجح [ آيى ] ، و توقعى كه او را از تو بوده بوفا رسد ، و گمان

--> ( 1 ) - خ : ترا كسى . ( 2 ) - ص : و ادوا . ( 3 ) - خ : ظن .