خواجه نصير الدين الطوسي

509

اخلاق محتشمى ( فارسى )

از تو كلمه‌اى منكر و سخنى ناوارد و لفظى مكره شنوند ، تحمل آن كنند ، و اغضا « 1 » نمايند ، و بكراهيت « 2 » نشمرند . ( بيت : ) و من ذا الّذى ترضى سجاياه كلّها * كفى المرء نبلا ان تعدّ معايبه [ 9 ر ] و از كذب دور باش ، و از دروغ گويان روايت و نقل مكن ، كه حال تو به اين « 3 » عادت بد گردد ، و بخيانت و كذب مشهور شوى ، و در هر سخن كه گوئى ترا مصدق ندارند « 4 » ، و حديث ترا اصغا و اسماع نكنند ، و بقول تو مبالات و التفات نمايند ، و در زندگانى كه بر اين نوع باشد خيرى « 5 » تصور نتوان كرد ، و بحقيقت آن را از عمر نتوان شمرد . ( 10 ) اى پسر ! خاموشى عادت كن ، و از سخن بىفايده محترز باش ، و در كلام بىفهم شروع منماى ، كه سخن نگفتن بهتر از بسيارگوئى در كارى كه بىآن بسر شود ، و در آن مصلحتى ترا داخل نباشد . و يقين شناس كه كم سخنى و خاموشى به حال تو لايقتر افتد ، و بنزديك اقران و اكفا موجب مزيد كمال و وقع تو گردد ، و در بقاى دين و نقاى عرض [ تو ] مفيدتر باشد . در « 6 » مثل است كه عىّ « 7 » خير لك من الهذر فى غير ما يعنيك « 8 » ، و معنى « 9 » اين مثل همان است كه در صدر اين سخن گفته شد ، و در زبان فارسى گويند : نيك سخنى [ 9 پ ] بايد تا از خاموشى

--> ( 1 ) - خ : اصغا . ( 2 ) - خ : و بكراهت . ( 3 ) - خ : بر آن . ( 4 ) - ص افزوده دارد : و حديث ترا مصدق ندارند . ( 5 ) - ص : چيزى . ( 6 ) - خ : و در . ( 7 ) - خ : العى . ( 8 ) - خ : يفنيك . ( 9 ) - خ : و در معنى .