خواجه نصير الدين الطوسي
510
اخلاق محتشمى ( فارسى )
بهتر باشد . و اگر ترا مال نباشد و بدنياوى دست ندهد ، كه در حق دوستان و مخلصان خويش افضال و انعام كنى ، و طريق عطا و سخا سپرى ، و با كسانى كه به تو متوسل و متوصل باشند احسان و مبرت نمائى . بايد كه « 1 » از پيرايهء خلق نيكو ، و حليت سخن خوش ، و زينت رفق ، و حسن معاشرت عاطل نباشى ، شعر : لا خيل عندك تهديها و لا مال * فليسعد النطق ان لم تسعد الحال كه هر كه بزيور محاسن اخلاق متحلى باشد ، از ارباب سداد و اهل خير محظوظ بود ، و بنزديك فاسقان و اصحاب فجور و شر نيز محبوب ، و دوستى او در ضماير و خواطر عموم مردمان « 2 » راسخ و مستحكم گردد ، و محبت او در دلهاى طوايف جاىگير آيد ، او را در همهء [ احوال بر ] افعال [ او ] محمدت و ثنا گويند ، و زبانها « 3 » بذكر خير او ناطق باشند ، و دوستان و ياران ( كسب ) كند ، و احباب و اخوان بدست آرد ، و ايشان را از معاشرت و مصادقت « 4 » [ 10 ر ] خود شاكر و مستفيد و منتفع دارد ، چنانچه « 5 » در احتمال مشقات و هموم و تكفل عوارض مهمات با او مساهمت « 6 » و مواسات نمايند ، و غمگسار و معاون او باشند ، و آنچه از او صادر گردد تحمل كنند .
--> ( 1 ) - ص : باندكى ( مانند چند جاى ديگر ) ؛ خ : و اگر ترا مال باشد و دنياوى دست دهد بايد كه در حق دوستان . . : مبرت نمائى . اى پسر بايد كه ( پس در آن چاپ در اينجا بند 11 آغاز مىشود ) . ( 2 ) - خ : مردم . ( 3 ) - خ : و در نامهها . ( 4 ) - خ : مصاحبت . ( 5 ) - خ : چنان كه . ( 6 ) - خ : مسامحت .