خواجه نصير الدين الطوسي

363

اخلاق محتشمى ( فارسى )

او يكديگر را دوست خوانده بودند ، گفت : شما چنان هستيد كه اگر يكى را به چيزى احتياج بود بخانهء ديگرى شود ، او را حاضر نيابد ، با اهل سراى او گويد : كيسهء او بيرون دهيد ؟ كيسهء او بياورند « 1 » ، آنچه خواهد بردارد ، و باقى بايشان دهد . چون خداوند سراى باز آيد و اين حال بشنود او را خوش آيد ؟ گفتند : ما چنين نيستيم . گفت : پس دعوى دوستى يكديگر مكنيد . ( 65 ) تكثّر من الاخوان ما كان فيهم * عمادا اذا استنجدتهم و ظهور و ما بكثير الف خلّ و صاحب * و انّ عدوّا واحدا لكثير لغيره : مضى اخوك و لا تلقى له خلفا * و المال بعد ذهاب المال يكتسب

--> ( 1 ) - اصل : بياوريد .