خواجه نصير الدين الطوسي
326
اخلاق محتشمى ( فارسى )
الغضب وقورا ، و عند القول متانّيا ، و فى الرّفعة متواضعا ، و على كلّ ذى رحم مشفقا . ثمّ قال للرّومىّ : تكلّم : فقال : من كان بخيلا ورث عدوّه ماله ، و من قلّ شكره لم ينل النجح ، و اهل الكذب مذمومون ، و اهل النّميمة فقراء ، و من لم يرحم سلّط عليه من لا يرحمه . ترجمه : بنزديك انوشيروان آمد حكيمى از هند ، و فيلسوفى از روم . هندى را گفت : سخن گوى ! گفت : بهترين مردمان كسى بود كه او را سخى يابند ، و در وقت خشم باوقار بود ، و در وقت سخن بتأنى گويد ، و در حرمت و رفعت متواضع بود ، و بر خويشان مشفق . پس رومى را گفت : سخن گوى ! گفت : هر كه بخيل بود مال خويشتن را ميراث گذارد ، و هر كه اندك شكر بود شادى نبيند ، و اهل دروغ نكوهيده باشد ، و سخن چينان درويش ميرند ، و هر كه رحمت نكند برو مسلط كند كسى را كه برو رحمت نكند . ( 32 ) سئل عن بعضهم : كيف رايت فلانا ؟ فقال لقد صغر فى عينى لعظم الدّنيا فى عينه ، و كانّما يرى السّائل اذا رآه ملك الموت اذا اتاه . ترجمه : از بعضى از فضلا پرسيدند كه : فلان را چون ديدى ؟ گفت : در چشم من خورد آمد ، از آنكه دنيا در چشم او بزرگ بود ، و چون سايل را مىبيند گويى ملك الموت است كه به دو آمده . ( 33 ) يأبى القلب للاسخياء الّا حبّا و لو كانوا فجارا ، و للبخلاء الّا بغضا و لو كانوا ابرارا . ترجمه : دل جز دوستى اسخيا نخواهد اگرچه