خواجه نصير الدين الطوسي

268

اخلاق محتشمى ( فارسى )

عن النّاس ، و هو على ذلك قادر ، فهو الموصوف بكبر الهمّة و القدر فى نفسه . ترجمه : مردمان را بقدرت امتحان كنند ، و همتهاى ايشان به آن شناسند « 1 » . هر كه رنج خود از مردمان باز دارد ، و او قادر باشد ، موصوف بود ببزرگى همت ، و بلندى قدر در نفس خود . ( 27 ) ايّاك و عزّة الغضب فانّها مفضية بك الى ذلّ الاعتذار . ترجمه : بپرهيز از عزت خشم كه آن [ تو را ] بمذلت عذر خواستن [ ميكشاند و ] لا محاله خوارى بايد نمود . ( 28 ) دعا فيثاغورس جماعة من اصدقائه الى طعامه ، فصادف خادمه قد تهاون بالامر ، و لم يعدّ شيئا ممّا يحتاج اليه ، و حضر القوم ، فلم يغضب الحكيم ، و لكنّه ضحك و قال : لقد استفدنا « 2 » اليوم ما هو افضل ممّا اجمعنا له ، و هو كظم الغيظ ، و ملك الغضب ، و الظّفر بالصّبر ، و التحصّن بالحلم . ترجمه : فيثاغورس قومى [ از ] دوستان را بمهمانى خواند ، تا ايشان را طعامى دهد . چون وقت آن رسيد كه ايشان جمع آمدند ، خدمتكارى كه داشت غفلت كرده بود ، و طعام نساخته ، و ميهمانان بخانهء او جمع آمده بودند . حكيم خشم نگرفت ، و بنزديك ميهمانان آمد و خندان ، و با ايشان گفت : امروز چيزى فايده گرفتم بهتر از آنچه به جهت آن جمع آمده بوديم ، و آن خشم فرو خوردن است ، و غضب را ماليدن ، و بر صبر ظفر يافتن ، و بحلم استوارى نمودن .

--> ( 1 ) - اصل : شناسيد . ( 2 ) - اصل : استعدنا .