خواجه نصير الدين الطوسي

179

اخلاق محتشمى ( فارسى )

على هدم دين الحق . ترجمه : بعد از من قومى آيند كه نعيم دنيا ميخورند گوناگون ، و زنان نيكو ميخواهند از هر لونى ، و جامه‌هاى نرم از هر جنسى مىپوشند ، و بر اسبان راهوار از هر نوعى مىنشينند . ايشان را شكمهايى بود كه از اندك سير نشود ، و نفسهايى بود كه از بسيار قانع نگردد ، بر طلب دنيا مقيم شده ، بامداد و شبانگاه بطلب دنيا بسر مىآرند . دنيا را بخدايى گرفته باشند ، و خدا را بگذاشته ، همه بازگشت ايشان با دنيا بود ، متابعت هواى نفس كنند . حكمى جزم است از محمد بن عبد اللّه بر كسى كه به آن روزگار رسد از شما و فرزندان شما ، كه بر ايشان سلام نكنند ، و بيماران ايشان را عيادت نكنند ، و تتبع جنازه‌هاى ايشان نكنند ، و پيران ايشان را حرمت ندارند ، كه هر كه چنين كند بر خراب كردن دين حق يارى داده باشد . ( 10 ) يقول ابن آدم : مالى مالى . هل لك من مالك الّا ما تصدّقت فامضيت ، او اكلت فافنيت ، او لبست فابليت ؟ ! . ترجمه : فرزند آدم گويد : مال من مال من . آيا تو را از مال تو چيست ، جز آنكه به صدقه بدهى و پيش از خود بفرستى ، يا بخورى و آن را نيست كنى ، يا بپوشى و آن را كهنه كنى . ( 11 ) و قال له رجل : يا رسول اللّه ! مالى لا احبّ الموت ؟ ! فقال : هل معك من مال ؟ قال نعم . قال : قدّم مالك ! فان قلب المرء مع ماله ، ان قدّمه « 1 » احبّ ان يلحقه : و ان اخّره احبّ ان يتخلّف معه « 2 »

--> ( 1 ) - اصل : قدمه ماله . ( 2 ) - مجموعه ورام ص 141 .