خواجه نصير الدين الطوسي
165
اخلاق محتشمى ( فارسى )
آبائك فى البلى ، ام بمضاجع امّهاتك فى الثّرى ؟ ! كم « 1 » مرّضت بيديك ، و علّلت بكفّيك ، تطلب له الشّفاء ، و تستوصف له الاطبّاء ، غداة لا يغنى عنه داؤك ، و لا ينفعه بكاؤك « 2 » ؟ ! ترجمه : مولانا على شخصى را ديد كه مذمت دنيا ميگفت ، فرمود : كه دنيا سراى راستى است كسى [ را كه او را راست گويد ، و سراى نجات است كسى را ] كه ازو فهم كند سخن او ، سراى توانگر [ ى ] است كسى را كه درو زاد آخرت باشد ، مهبط وحى خدا است ، و عبادتگاه دوستان او ، كه رحمت سود ميكنند ، و بهشت كسب ميكنند درو ؛ پس اى مذمت كنندهء دنيا ! بهانه آوردهاى با خود ، دنيا تو را كى بفريفت ! يا « 3 » كه سزاوار ملامت شد با تو ، به آنكه پدران تو را بيفكند و بپوسانيد ، يا به آنكه مادران تو را در خاك خوابانيد ؟ ! چندانكه بدست خود بيمار دارى « 4 » كردى ، و علاج علتها كردى ، و براى بيمارى طلب شفا كردى ، و از طبيبان صفت آن رنج خواستى ، در روزى كه درمان تو سود نميداشت ، و گريستن تو فايده نميكرد ، و عبرت نگرفتى ؟ ! ( 21 ) الدّنيا امد ، و الآخرة ابد « 5 » ، فلا يشغلنّك خير مدبر عن عزّ باق . ترجمه : دنيا غايتى است ، و آخرت هميشگى ، پس بايد كه تو را چيزى پشت بگردانيده « 6 » از چيزى باقى باز ندارد . ( 22 ) من خيّر عاجل الخسيس ضيّع آجل النّفيس . ترجمه : هر كه
--> ( 1 ) - اصل : لم . ( 2 ) - اين بند از نهج ( 3 : 181 ) گرفته شده و گزيدهاى است از آن ، نيز در مجموعهء ورام ص 77 . ( 3 ) - اصل : تا . ( 4 ) - اصل : وافى ؟ ! ( 5 ) - الحكمة الخالدة ص 207 . ( 6 ) - اصل : پست نگردانيده .