خواجه نصير الدين الطوسي

137

اخلاق محتشمى ( فارسى )

( 10 ) لا يدخل الجنّة سيىّء المليكة « 1 » . انصر اخاك ظالما او مظلوما ! فقيل : كيف انصر ظالما ؟ قال : امنعه عن الظّلم ! ترجمه : كسى كه زير دست را بد دارد در بهشت نشود . يارى كن برادرت را اگر ظالم بود و اگر مظلوم ! گفتند : ظالم را چگونه يارى كنيم ؟ گفت : از ظلمش باز داريد ! ( 11 ) السّلطان ظلّ اللّه فى الارض ، ياوى اليه كلّ مظلوم من عباده . فاذا عدل كان له الاجر ، و على الرّعيّة الشّكر ؛ و اذا جار ، كان عليه الاصر ، و على الرعيّة الصّبر « 2 » . ترجمه : پادشاه سايهء خدا است بر زمين ، كه مظلومان از بندگان او پناه به او مىبرند . اگر عدل كند ، او را ثواب بود ، و بر رعيت او واجب بود شكر ؛ و اگر ظلم كند ، او را بود و بال ، و بر رعيت بود صبر « 3 » كردن . ( 12 ) اذا جارت الولاة قحطت السّماء . اللّهمّ انّى اعوذ بك من ان اضلّ او اضلّ ، او اذلّ او اذلّ ، او اظلم او يظلم علىّ . ترجمه : چون واليان جور كنند باران [ نبارد ] و خشك سال بود . خدايا پناه به تو ميكنيم از آنكه گمراه شوم يا مرا گمراه گيرند ، يا خوار « 4 » گر شوم يا خوار « 4 » كنند مرا ، يا ظلم كنم يا بر من ظلم كنند .

--> ( 1 ) - اصل : الملكة . ( 2 ) - الحكمة الخالدة ص 179 بروايت از پيامبر اسلام . ( 3 ) - اصل : سير . ( 4 ) - اصل : خار .