خواجه نصير الدين الطوسي

70

اخلاق محتشمى ( فارسى )

ترجمه : اگر شما ما را طاعت داريد ، و حقى كه بر شما واجب است ضايع مگذاريد ؛ ازين كار مانند پوست ابرو باشيد ، و بجاى بند سر انگشت . ( 25 ) انّ امرا من اجله فرشت الارض ، و به نيت السّبع الطّباق ، و من قبله تعاقبت الاغساق و الاصباح ، و لقامته أنشئت الاشخاص و الاشباح ، و للاستقامة عليه نفحت الابدان [ فى ] الارواح ؛ لامر يحق توفير خالصة الهمم على ايضاح منهاجه ، و [ ان ] يحشد حشود الاجتهاد الى اذكاء سراجه ؛ و هو عبادة اللّه الّتى خلق الجنّ و الانس من اجلها ، و ارسل رسلا مبشّرين و منذرين لايضاح سبلها و نظم شملها . ترجمه : بحقيقت كارى كه زمين بسوى آن گسترده‌اند ، و هفت آسمان بنا كرده ، و صبح [ و ] تاريكى از قبل آن متعاقب ميآيد ، و براى اقامت [ آن ] اشخاص و اشباح آفريده‌اند ، و از جهت استقامت آن جانها در تنها دميد [ ه‌اند ] ؛ كارى باشد كه سزاوار بود به آن كه جملگى همتهاى خالص در آن صرف كنند ، تا راه آن كار واضح گردانند ، و جملگى اجتهاد و جهد را جمع كنند ، تا چراغ آن برافروزند ؛ و آن عبادت خدايست كه پرى و آدمى را بسوى آن آفريده است ، و پيمبران بشارت دهنده و انذار كننده فرستاده ، تا آن راه واضح كنند ، و آن را منظوم گردانند . من كلام الحكماء و الدعاة ( 26 ) البطالة حلوة الاصل مرّة الثّمرة ، و التّعب فى العمل مرّ الاصل حلوة الثّمرة . ترجمه : راحت بيكارى را اصل شيرين بود و ميوه تلخ ، و رنج عمل را اصل تلخ بود و ميوه شيرين . ( 27 ) كن عاملا بما تعلم ، تصر عالما بما لا تعلم . من صفّى صفّى له ، و من خلّط خلّط عليه . ترجمه : عمل كن به آنچه دانى ! تا عالم شوى به آنچه ندانى . هر كه صافى شود ، براى او صافى كنند ؛ و هر كه تخليط كند كار نيك و بد ، كار برو آشفته كنند .