خواجه نصير الدين الطوسي

35

اخلاق محتشمى ( فارسى )

مكنيد كه بد دل شويد ، و سست گرديد ، و دولت شما برود ؛ و صبر كنيد . ( 6 ) الجماعة رحمة و الفرقة عذاب ، يد اللّه على الجماعة ، من فارق الجماعة مات ميتة الجاهليّة ، من سرّه ان يسكن بحبوحة الجنّة فليلزم الجماعة . ترجمه : جمعيت رحمت بود . و پراكنده شدن عذاب ، دست رحمت خدا بر سر جماعت بود ، هر كه از ميان جماعت مفارقت كند مرگ او بر جاهليت بود ، هر كه در بهشت مقيم گردد ملازم جماعت باشد . ( 7 ) من فارق الجماعة قيد شبر فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه . ترجمه : هر كه از ميان جماعت مفارقت كند بند اسلام از گردن بيرون كرده باشد . ( 8 ) من فارق الجماعة و استدلّ الإمارة ، لقى اللّه و لا وجه له عنده . ترجمه : هر كه از جماعت مفارقت كند و حاكم را حقير و خوار شمرد ، آنگاه كه با پيش خدا شود او را آنجا آب روى نبود . ( 9 ) من فارق الجماعة فاقتلوه ، لا يختلفنّ بكم الاهواء ، آفة الدّين الهوى . ترجمه : هر كه از جماعت مفارقت كند او را بكشيد ، از پس هواهاى مختلف مرويد ، آفت دين هوى ورايست . ( 10 ) انّما أخاف على أمّتى الأئمّة المضلّين . انّى أخاف على امّتى بعدى اعمالا ثلثة : زلّة عالم ، و حكم جابر ، و هوى متّبع . ترجمه : بر امت خود از پيشروان گمراه كننده ميترسم ، و بر امت خود بعد از آنكه نباشم از سه چيز ميترسم : خطاى عالمان ، و حكم ظالمان ، و هوى و رايى كه متابعت آن كنند . ( 11 ) من اهان صاحب بدعة آمنه اللّه يوم الفزع الاكبر . ترجمه : هر كه صاحب بدعتى را خوار گرداند خدا او را از روز ترس بزرگ ايمن گرداند . ( 12 ) اعمى العمى الضّلالة بعد الهدى . من اهان صاحب بدعة ملأ اللّه قلبه