المحقق النراقي
546
خزائن ( فارسى )
اگر سائل از آنجا آمد كه كمتر مىرود و باز بر آن جانب نشست كه برابر رود بهتر شود و مقصود يابد ؛ اگر پرسد كه غايبى رفته است زنده است يا مرده است اگر سائل از آن جانب آمد كه دم برابر مىرود غايب زنده است و به سلامت ، و اگر از آن جانب آمد كه دم كمتر مىرود و بدان جانب نشست يا ايستاد كه دم برابر مىرود هم زنده است ، و اگر از آن جانب آمد كه دم پرتر مىرود و باز بدان جا نشست كه كمتر مىرود مرده باشد . اگر پرسند كه كسى را زهر دادند و مار گزيد اگر سائل از آن جانب آمد كه دم برابر رود به شود و اگر از آن جانب آيد كه دم كمتر رود به نشود و اگر از آن جانب آيد كه دم پرتر مىرود هر نام پيش گويد او غالب آيد و اگر از آن جانب كه كمتر رود آن كه باز پس گويد غالب آيد . فصل سيم : در ضمير گفتن گفته شد كه دم پنج است و شرح هر يك داده شد اكنون بدان كه چون دم خاكى رود يا آبى دليل كند بر نعمت فراخ و شادى و ارزانى نرخ و چون دم آتشى رود يا بادى دليل بود بر دلتنگى و بيمارى و رنج و غم ، و اگر دم آسمانى رود دليل بود بر فرو بستگى كارها و هيچ مقصود حاصل نشود و اگر به پيش تو آيد و گويد كه چيزى انديشيدهام بگو دم خود را بنگر اگر از خاكى رود بگو چيز انديشيده از درخت و نباتات و گياه و آنچه از زمين رويد و اگر بادى يا آبى رود بگو از حيوان درنده و پرنده چيزى انديشه كرده ، اگر دم آتشى رود بگو از معدن انديشه كرده چون زر و نقره و مس و سرب و آنچه بدان ماند ، و اگر دم آسمانى رود بگو هيچ نا انديشيده ، اگر كسى پرسد كه كارى خواهم كرد يا حاجتى خواهم خواست حرف نام او بگيرد اگر طاق آيد و دم آفتابى رود بگو كه كارى كه خواهى كرد بر آيد ، و اگر جفت آيد و دم ماه رود بگو كه اين كار بر نيايد ، اگر پرسد بيمار بزيد يا نه اگر حرف نام بيمار طاق آيد و دم آفتاب رود بزيد و اگر نام بيمار جفت و دم ماه رود و سائل از جانب ماه آيد نزيد . فصل چهارم : در شناختن مرگ بدان كه علامت مرگ چهار نوع است و از اين چهار بتوان دانست و تجربه كردهاند و شناختهاند و همه علماى هند متقدمين و