المحقق النراقي
533
خزائن ( فارسى )
اين جهت به برمك - بضم الميم - مسمى شد و نسل او ببرمكية ؛ و در تاريخ قديمى كه در سنهء پانصد و كسرى تأليف شده بود كه در شهر بلخ بنوچهر هيكلى بنا كرده بودند به نام قمر به جهت معارضهء كعبه و آن را نيز مكه مىناميدند و اهل فرس آن را حج مىكردند و جامهاى حرير و ديباچ به آن مىپوشانيدند و آن را نوبهار مىناميدند و چون فرس دين آتشپرستى شيوه كردند آن را آتش خانه كردند و رئيس خدمه او را بر مكه گفتندى يعنى والى مكه و نوبت رياست ايشان به خالد جد برامكه رسيد و به اين جهت او را برمك - بفتح الميم - مىگفتند . ملوك مصر و فراعنه حكايت گويند بعضى از ملوك مصر و فراعنهء آنجا در زمين مصر دو قبه بنا نهاده بودند آن را عربان گفتندى و مقرر كرده بودند هر كه از آنجا عبور كند در آنجا نماز كند به جهت آن موضع و هر كه نكردى دانسته يا ندانسته او را كشتى و ليكن دو حاجت او را برآوردى به شرطى كه آن دو حاجت خواهش سلطنت و نجات از قتل نباشد . روزى مردى گازر از اهل افريقيه با گرز گازرى بر خرى سوار از آنها گذشته و چون نشنيده بود نماز نكرد حراس او را گرفته نزد ملك بردند ملك او را عتاب كرد جواب داد كه جاهل بودم و اگر مىدانستم هزار ركعت نماز مىكردم و آمدم اينجا كه در ظل حمايت تو باشم . ملك گفت : فائده ندارد ، دو حاجت بخواه غير نجات و مملكت كه كشتنى هستى . پس گازر به چپ و راست نظر كرد و امراء را شفيع كرد و تضرع كرد سود نبخشيد و چون مأيوس شد گفت : حاجت اول آن كه ده هزار دنيار به من دهى با امينى كه به جهت اولادم بفرستم همان لحظه ده هزار دينار و امينى حاضر كردند و وجه تسليم او شده رو به