المحقق النراقي
534
خزائن ( فارسى )
افريقيه رفت ، گفت دويم آن كه به هر يك از سلطان و حضار او سه دفعه اين گرز را بزنم يكى هموار و ملايم و يكى متوسط و ديگرى شديد ، و ابتداء از ملك كنم ملك ساعتى طولانى تفكر كرده به حضار از امراء و وزراء گفت چه مىگوئيد ؟ همگى گفتند بايد طريقه سلف و سنت آباء را از دست نداده و حكم مقرر جارى كرد پس ملك از سرير به زير آمد گفت : اى گازر مشغول زدن باش گازر يك دبوس بر قفاى ملك زد كه سر او چرخ زده برو در افتاد و بيهوش شد چون به هوش آمد گفت : اى مرد اين زدن خفيف بود يا متوسط يا شديد گازر گفت : هر چه ملك بعد از اين ملاحظه فرمايد خواهد بود گفت : و الله كه اگر اين سبك بوده من از متوسط خواهم مرد ، پس رو كرد بحراس عربان كه او را آورده بودند گفت : أى اولاد زنا و حرامزادگان چگونه ديديد كه اين مرد نماز نكرد و اللّه كه من ديدم نماز كرد بهيئتى كه هيچ كس به اين نيكوئى نماز نكرده بود پس او را رها كرد و امر نمود كه عربان را خراب كردند . زراّفة * فائدة : در تاريخ بلدان مذكور است كه زرافه حيوانى است كه در حبشه مىباشد از ناقهء حبشيه و گاو وحشى و ضبع به هم مىرسد يعنى ناقه و گاو و ضبع جمع شوند آن متولد مىشود ، سر او مثل سر شتر ، و شاخ او چون گاو ، و دندانهاى او چون دندانهاى گاو ، و پوست آن مثل پوست پلنگ ، و قوائم او مثل قوائم شتر : و سم او چون سم گاو ، و دم او چون دم آهو و گردن او بسيار بلند ، و دستهاى او بسيار بلند ، و پايهاى او بسيار كوتاه است و آن را به فارسى شتر گاو پلنگ گويند . الزنجيون * قال جالينوس : الزنجيون خصصوا بامور عشرة : سواد اللّون ، و فلفلة الشعر ، و فطس الأنف ، و غلظة الشفة ، و تشقق اليد و الكعب ، و نتن الرائحة ، و كثرة