المحقق النراقي

508

خزائن ( فارسى )

« و ايضاً » بردرميخانه عشق‌اى ملك تسبيح‌گوى * كاندرآنجاطينت آدم مخمرمىكنند يعنى چون بدر ميخانه عشق كه عالم جمع و نور و فيض است يا عالم محبت و عشق رسيدى داخل مشو و تسبيح و تنزيه خدا كن و بگو « سبحانك لاعلم لنا إلا ما عملتنا » چه اينجا مقام انسان است و طينت انسان را در آنجا مخمر مىكنند و ملك را در آنجا راه نيست يا مراد از تسبيح سجده است يعنى چون به آنجا آمدى سجده كن كه آنجا جاى تخمير طينت آدم است و تو مأمورى كه به جهت آدم سجده كنى . در علم صنعت * فائدة : بگيرد [ تصوير ] و با مثل بادام و باقلا ريزه كند و مساوى آن زمادد گرم را بگيرد با مرموز مخلوط داخل قرع كند يعنى قدرى رماد را بريزد و قدرى مرموز را بعد از آن بريزد تا تمام شود و بايد از نصف قرع نگذرد و انبيق را سوار كند و شد و وصل را محكم كند و قابله را بگذارد در آب سرد و شدّ و وصل لوله انبيق را با دهن قابله محكم و آتش بر افروزد و به ملايمت آتش كند تا نه ساعت يا بيشتر ثلث آن مقطر مىشود و بعد از آن مقطر را در روى انگشت گداخته باز تقطير كند از اين ظاهر است كه قابله قرعست اين مقطر در اثبات عروس دخلى تمام دارد به شرايطى كه تفصيل آن در نظير آن مذكور شد . خواندن آيه مباركه سوره نور در وقت خواب * فائدة : آيهء مباركه نور شصت و شش مرتبه در وقت خواب منشأ حصول سير در عالم رؤيا مىشود مجرب است . و اللّه العالم