المحقق النراقي

507

خزائن ( فارسى )

« حافظ » چيست اين سقف بلند ساده بسيار نقش * زين معما هيچ عاقل در جهان آگاه نيست همانا مراد از اين سقف نفس ناطقهء انسانى است ، بلندى آن چون از عالم امر است سادگى به جهت بساطت آن ، پر نقشى به جهت آن كه انموذج عالم آفاق است يا مظهر جميع أسماء و صفات الهيّه است . « و ايضاً » دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند * گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند بدان كه به اصطلاح اهل عرفان ميخانه را بر سه چيز اطلاق كنند : اول عالم فيض و نور مطلق و جامعيت أسماء و صفات كه مى معرفت از آنجا افاضه مىشود . دويم - مقام عشق و محبت كه باده و الهى و شوق از آنجا مىرسد . سيم - نفس عارف كه مجمع انوار معرفت و مملو از باده محبت است . و معنى آن است كه ديدم ملائك در عالم فيض و انوار گشودند يا در مقام عشق و گل آدم را سرشته پيمانه ساختند و از آن ميكده پر كردند و پيمانه آن خمخانه ساختند . غرض بيان شرافت انسان است كه قابل فيض و محبت است ، يا معنى آن است كه ديدم ملائك را بر در ميخانه كه متوسل به آدم شدند و شراب محبت به پيمانه انسانى نوشيدند و از آن پيمانه ساختند و باده نوشيدند ، يا معنى آن كه ديدم ملائك را متوسل به ميخانه كه نفس ناطقه انسانى است شدند و پيمانه از گل آدم ساختند ، يا معنى آن كه ديدم به تعظيم و تكريم به عالم نفس انسانى آمده و طينت آدم را ساخته و بدن او را پرداخته نفس ناطقه را به آن مرتبط نمودند .