المحقق النراقي

484

خزائن ( فارسى )

آن و امور مذكوره از موانع‌اند و از اين جهت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده « لا يستقيم إيمان عبد حتى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتّى يستقيم لسانه » . علم بر دو قسم است * تنبيه : بدان كه علم بر دو نوع است مقصود فى نفسه و آن نورى است كه در قلب ظاهر مىشود چنان كه فرموده « ليس العلم بكثرة التعلم بل نور يقذقه اللّه فى قلب من يشاء » و به واسطه اين علم مشاهده مىشود ، امور غايبه و حاصل مىشود ملكه تحمل بلاها و علامت آن اعراض حقيقى است از دنيا و ما فيها و توجه به عالم عقبى و مستعد مرگ شدن پيش از فوت فرصت و اين علم اشرف علوم و مقصد اصلى است . و قسم دوم آن كه مقصود از آن عمل است ظاهراً يا باطناً متوسل به قسم اول شوند و آن علم به امورى است كه باعث قرب و بعد به جناب حق مىشود و از اين قسم است علم به فروع شرعيه هر گاه اخذ شود از معادن آنها و اما مجادله كلام و تعمق در استنباط فتاوى و فروع پس داخل در علم نيستند بلكه بسا باشد كه منشأ دورى از خدا شود و رخصت در تكلّم به جهت دفع شبهه معاندين است و وارد شده « اثمه أكثر من نفعه » و قسم اول را علم باطن و علم حقيقت گويند و ثانى را علم ظاهر و علم شريعت و جمع ميان هر دو را علم حكمت « و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيراً كثيراً » و علم نمىباشد مگر به مرتبه يقين و از براى يقين سه مرتبه است : علم اليقين و اين تعقل و تصور مطلب است چنانچه در واقع و نفس الأمر است ، و عين اليقين و آن مشاهده كردن آن مطلب است چنانچه هست ، و حق اليقين و آن فناء در حق و بقاء به اوست علماً و شهوداً و حالًا ، و بنابر آنچه مذكور شد علماء بر سه قسمند علماى ظاهر فقط و ايشان مانند شمع و چراغند و اين طايفه كم مىشود كه از محبت دنيا خالى باشند چه ايشان نه دنيا را شناخته‌اند و نه آخرت را دانسته‌اند ، و علماى باطن فقط و ايشان ستارگانند و نور ايشان از خودشان تجاوز