المحقق النراقي

143

خزائن ( فارسى )

بلكه به دليل « إنَّ » است و اكثر أدَّلهء إنّيّة مبتنى بر خُلفست كه لازم آن افتاده است كه اوَّل فرض عدم واجب الوجود بشود بعداز آن اثبات شود پس درين ادَّله كفر و ايمان قرينند و هر كه كفر نداشته باشد ايمان را هم ندارد ، و مىتواند شد كه اشاره بكلمهء لاإلا إلّااللّه باشد كه هر كه اورا نگويد مؤمن نيست ، واللّه اعلم . كتب هارون الرشيد إلى عبده الّذى بمصر : سلطان يأمره و اسمه يمن به من يمن به من ثمن به من يمن . فكتب فى جوابه ثمن يمن به من به من به من ثمن . لبعض الأكابر من كان همّته ما يدخل فى بطنه لكان قيمته ما يخرج من بطنه . « شعر مجنس » درين دركه كه كه كه كه كه كه كه كه آيد كه « 2 » * مشو نوميد اگر هستى ز لطف و قهر او آگه عبداله خان ازبك * حكايت : نقل است كه چون عبداللّه خان ازبك خراسان را متصرّف شد بر سر قبر رستم آمد و اين بيت را خواند : سر از خاك بردار و ايران ببين * بكام دليران توران زمين وزير او گفت رستم جوابى دارد اگر مرخصّ باشم عرض كنم گفت بگو گفت رستم در جواب مىگويد : چه بيشه تهى ماند از نرّه شير * شغالان به بيشه در آيد دلير

--> ( 2 ) - در اين در گه كه گه گه كه كُه و گه گه كُه آيد كه .