المحقق النراقي

130

خزائن ( فارسى )

و مقتضيات را نمودن . و مىتواند شد كه مراد از غارت كردن بر سر گور ذله اين باشد كه آنچه مقتضاى بدنست از اكل و شرب و لباس و ساير چيزها كه گويا مجمع آنها بدنست غارت كردم يعنى دست برداشتم و بر باد يغما دادم . و مراد از پاكان مرشدان و كاملانند كه طالبان راه حقّ بتوسط ارشاد ايشان از لوث جسمانى پاك مىگردند . و مراد از زيارت ايشان توجه بجانب ايشان و وصول به خدمت ايشان است و جنابت كنايه از اين است كه هنوز بالكلّيه ازادناس بشريه و الواث جسمانيه پاك نشده است ، يعنى با وجود اينكه فى الجمله متقضيات و مشتهيات بدنرا ترك كردم باز ببعضى از علائق بدنيه كه حيات درين عالم از آنها منفك نمىشود مبتلا بودم و حكم جنب داشتم و به اين حال قصد خدمت كاملان و واصلان كردم . و مراد از رمضان ايّام سلوكست كه مقرّر است كه سالك به جهت حصول مقصود ترك مشتهيات نفسانيه و مآكل و مشارب لذيذه نمايد پس گويا شبيه به ماه مبارك رمضان است . و روزه خوردن كنايه است از ارتكاب بعضى از آنچه نبايد درين اوقات مرتكب شد و تقصير در آن ايّام ، و مراد از عيد انتهاى سلوك و وقت مشاهده و وصول است . و مراد از نماز بىطهارت مشاهده ناقصه ، و وصول ناقص بىكمال مىتواند بود . و بنابراين معنى اين مىشود كه به جهت تقصيرى كه اين ايّام از من در ايّام سلوك سر زده در روزى كه بايد بمقام وصول برسم به آنچه