احمد مجاهد

مقدمه 39

جوحى ( فارسى )

است ، نمىآيند با فردى به نام خوجه نصر الدّين حكايت‌هاى مسخره‌آميز داشته باشند كه عقل هر كودكى به جعلى بودن آن‌ها حكم مىكند . لئونيد سولفييف نويسندهء روسى كه در كتابش ( مغامرات ) به حكم سياست شه فرمودهء كاخ كرملين كه نويسندگان بايد حتّا ادبيات را هم براساس مبارزات طبقاتى بنويسند ؛ از ملّا يك شخص مبارز مىسازد كه از شهرى به شهرى و از كويى به كويى مىرود و دائما با حكّام ظالم در نبرد است ، بدون اين‌كه از آن سرزمين و از آن حاكم ظالم و از زمان آن واقعه نام ببرد ؛ تماما تخيّلى و رمّان‌نويسى است و كم‌ترين ارزشى در عالم واقعيت و حقيقت ندارد . ( ص بيست و پنج ) . نگارنده حكايت‌هاى ملّا نصر الدّين را كه از جحاى عرب و جوحى فارسى است و مأخذى در ادب عرب و فارس داشت ارائه كرده است ، آن حكايت‌هايى كه مأخذ آن‌ها ذكر نشده است همان‌هايى است كه تركان عثمانى جعل كرده‌اند و معمولا حكايت‌هاى بلند مىباشند . مؤلف كتاب ملّا نصر الدين كيست ؟ همان‌طور كه گذشت ، نخستين چاپ كتاب ملا نصر الدين به نام : « نوادر الخوجه نصر الدين افندى الرومى المشهور بجحا » ، به عربى ، در سال 1278 ق / 1860 م ، در مصر كه در آن زمان تحت متصرفات دولت عثمانى بود انجام پذيرفته است . با بررسى اين كتاب به نظر مىرسد كه مؤلف آن يك ترك عثمانى صاحب ذوق ادبى كه ساكن مصر بوده و عربى هم مىدانسته ، مقدارى از حكايت‌هاى جحاى عرب را كه از مصريان شنيده و يا در كتاب‌هاى عربى خوانده بوده ، همراه با حكايت‌هايى از « خوجه نصر الدين » تركى كه بر سر زبان ترك‌ها بوده و يا در كتابهاى تركى خوانده بوده ، و مقدارى نيز حكايات فارسى كه به وسيلهء تاجران و يا مسافرانى كه از طريق تركيه و مصر به مكه مىرفتند يا از مكه از راه مصر و تركيه به ايران مراجعت مىكردند به گوش مصريان يا تركان عثمانى رسيده ، يك‌جا همه را جمع كرده و كتاب خود را تأليف نموده است ، البته ممكن است كه عكس اين فرض هم باشد ، يعنى عربى مصرى كه تركى هم مىدانسته ، كتاب مذكور را تأليف كرده باشد ، اما فرض اول به واقعيت