احمد مجاهد

مقدمه 27

جوحى ( فارسى )

ترك مىزيسته است . و به قطع مىتوان گفت كه نوادر خوجه نصر الدين با رنگ و بوى تركى است كه در ساير ملل وجود ندارد . و باز به جزم مىتوان گفت كه اين نوادر از تأليفات تركان است . « از اين كتاب معلوم مىشود كه خوجه نصر الدين شخصى است كه در آسياى صغير رشد كرده است ، در جايى كه فرقه‌هاى دراويش در آن‌جا پراكنده بوده‌اند . و در آن‌جا حكّام ظالم بوده‌اند ، و مردم براى خلاصى از ستم حكّام ، به نصر الدين پناه مىبردند و از او كمك مىخواستند ، و خوجه نصر الدين هم با هزل و وعظ رفع شرّ از مردم مىكرده است . « خوجه نصر الدين در شهر آق شهر صاحب ضريح و مقبره است و مشهور به داشتن كرامات كه مردم به زيارت او مىروند . « بسيارى از نوادر و حكاياتى كه در كتاب خوجه نصر الدّين آمده است ، شامل ملاقات‌هاى اوست با تيمور لنگ . در حالى كه وفات خوجه نصر الدين به سال 673 يا 683 ه ، است ، و لااقل حدود 50 سال قبل از ولادت تيمور ، نصر الدين فوت كرده بوده است . و عاقلانه نيست كه ما او را معاصر تيمور بدانيم . « و اين ممكن است يا خطاى مورخان در تاريخ وفات خوجه نصر الدين باشد ، و يا اين‌كه تيمور لنگ معاصر شيخى بوده است كه شباهتى به خوجه نصر الدين داشته است ، و حكايات اين دو با هم مخلوط شده است . « و در كتاب نصر الدين ، ما حكاياتى مىبينيم كه بعد از عصر تيمور لنگ است ، از قبيل : تفنگ ، ساعت جيبى و . . . « از قرن ششم هجرى ما مىبينيم كه عده‌اى روزى خود را از راه مجون و منادمت و تحامق و تشبّه به جهلا به دست مىآورند . در اوائل همين دوره است كه كتاب مقامات حريرى تأليف شده است كه محتوى بين بلاغت و براعت و راه‌هاى كسب روزى است . « در حكايت‌هاى جحا ، صحبت از تقسيم ارزاق است و اين‌كه بايد به قسمت خداوندى راضى بود نه قسمت بشرى . و حكايات زيادى دربارهء طعام و خوراك آمده است » . ( جحا ، « الضّاحك المضحك » ، ص 126 - 186 ، به اختصار ) .