عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
75
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : به سوى دل محبوب رفتم تا گله آغازم امّا از ازدحام ره به دو نيافتم . اى محبوب كه تو را در يك سال نه يك دوست بسنده است و نه دو هزار دوست . تو را چون قوم موسى يافتم ، آنها نيز به يك خوراك بسنده نكردند . بكاء الثّكلى . گريهء سخت را به گريهء مادر فرزند مرده مانند كنند . شاعر گفته : و لأبكينّ على الحسي * ن بدمع جمّ الدّمع ساهر و لأبكينّ بكاء ثك * لى تسعة فجعت بعاشر يعنى : به چشم بيدار و اشك فراوان بر حسين مىگريم . مىگريم مانند گريهء مادرى كه پس از مرگ نه فرزند در سوگ فرزند دهمى نشسته . بكاء السّرور . گريه شادى . شادمانى چون از حد گذرد به گريه مىانجامد و اندوه چون از اندازه بگذرد آدمى را خنده مىآيد . ابو الطيّب [ متنبّى ] گفته : « و من السرور بكاء » : گاه باشد كه از شادى گريه كنند . و ديگرى گفته : « و من فرح النّفس ما يقتل » . يعنى : گاه باشد كه شادمانى جان ، آدمى را بكشد . و ديگرى گفته و شرّ الشّدائد ما يضحك . يعنى گاه شدايد چنان باشد كه آدمى را بخنداند . يكى از شاعران هم روزگار گفته : و كنت ابكى قرير العين من فرح * و الآن من عجب فى ضحك مكروب و كنت اولع بالتّصفيق من طرب * فالآن أو هى يدى تصفيق محروب يعنى : شادمان و از سر خوشحالى مىگريستم ، امّا كنون در شگفتم از خندهء غمگنانهام . مىبود كه از شادمانى وادار مىشدم كه دست بزنم ، امّا كنون دست زدن از مال باختگى و حسرت زدگى ، دستم را شكسته . بكر بكرين . نخستين فرزند مرد را بكر گويند و عرب بكرى را كه پسر باشد شوم مىداند و هر گاه ابوين هر دو چنين باشند ( فرزند ذكور اولين فرزند هم پدر و هم مادر بوده باشد ) او را بكر بكرين خوانند كه نهايت شومى باشد . و قيس بن زهير