عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
مقدمه 7
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
به ابو الفضل عبيد اللّه - پسر امير - معرفى شد . آشنايى ثعالبى با امير ميكالى به دوستى و همدلى و پيوند روحى بسيار عميقى انجاميد - كه نزديك به پنجاه سال دوام يافت - يكى از بهرههاى معنوى اين دوستى ، آن بود كه او به كتابخانهء عظيم سرور خود راه يافت تا جان در چشمهء دانش شستشو دهد و دل به شهداب كتاب سيراب گرداند . افزون بر اينها ، اين امير زاده در فراهم آوردن مواد علمى بعضى از آثار ، ابو منصور را يارى مىكرد . ثعالبى خود ، در يتيمة الدهر ، در احوال ابن العميد ، مىنويسد : « اين فصول را امير ابو الفضل عبيد اللّه بن احمد ميكالى فراهم آورده بود ، و من از آن يادداشتها بر گرفتم ، فصول فراهم آوردهء او بسيار بسيار كارها را بر من آسان گردانيد » « 1 » . ثعالبى كتاب « خصائص البلدان » را براى همين امير زاده تأليف و اهداء كرده و به گمان بسيارى از محققان ، كتاب « افضل من اسمه الفضل » را نيز . ما امروز بسيار متأسفيم كه از فرود و فراز زندگانى يكى از دانايان فرزندان اين آب و خاك آگاهى خرسند كنندهاى نداريم ، و از جهت اين ناروشنى بيش از همه از شاگرد و دست پروردهء وى يعنى باخرزى گلهمند بايد بود . اين شاگرد - اگر بواقع در نگارش شرح حال و زندگانى علمى و خصوصى وى چيزى ننوشته و ضنّت به خرج داده - بىترديد مشغول الذمهء استادش ثعالبى و همه ايرانيان است . آيا روى كاغذ آوردن تنها يك عبارت - « او جاحظ نيشابور ، و برگزيدهء روزگاران است ، تاكنون چشمى همانند وى نديده ، و بزرگان دانش او را انكار نتوانند كرد » « 2 » - از سوى شاگردى كه شب و روز ريزهخوار خوان دانش استاد بود بسنده است ؟ با وجود چنين ابهامى ، از اشارات گذرا و از قرائن و امارات ، نزديك به 60 سال زندگانى علمى ثعالبى را مىتوان درآورد . او تا سال 377 در نشابور بود . در اين هنگام با
--> ( 1 ) - همان پيشين ، ص 26 . ( 2 ) - مقدمه « الدليل الى فقه اللغه » ص 20 ، شيخ محمد حسن بكايى . انتشارات آستان قدس .