عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
مقدمه 8
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
ابو الحسن على بن احمد جوهرى - كه به رسالت پيش امير ابو الحسن سپهسالار نيشابور [ - فائق الخاصّه ] ( يتيمة الدهر 27 : 4 ) آمده بود ديدار كرد . در اين سالها خراسان و نيشابور گرفتار جنگها و نابسامانيها بود و بدين روى مردان حكومت را سر پرداختن به دانش و دانشمندان نبود . بدين جهت ثعالبى بار سفر بر مىبندد و آهنگ ديدار آن خورشيد گرم و تابان ، - بخاراى آسوده و پر نعمت - مىكند . تاريخ اين سفر را نمىدانيم امّا از شرح مأمونى ( - يتيمة الدهر 171 : 4 ) بر مىآيد كه او ثعالبى را پيش از 382 در بخارا ديدار كرده . بىگمان اين ديدار ثعالبى ، در روزگار نوح بن منصور بود . قضا را ، تاختن بغراخان ايلك ( - الكامل . 95 و 95 : 9 ) به پيرامون بخارا ، به ثعالبى مجال نداد كه وى به دربار امير ادب دوست و اديب پرور سامانى - يا حتى وزير او - بار يابد او در روزهاى پايانى سال 382 يا اوايل 383 بازگشت . به نظر مىرسد قرين واقعيت نباشد آنچه بعضى از ترجمه نويسان بازگشت وى را با قيد « دست خالى » مقيد كردهاند . يقينا ديدار بزرگان و كسانى چون : ابو جعفر محمد بن موسى موسوى ( - يتيمة الدهر 101 : 4 ) - كه بارها در ثمار القلوب از وى به نيكى ياد رفته ، و يا مأمونى ، و ابو منصور سعيد بن احمد بريدى ( - يتيمة الدهر 243 : 2 ) ، و ابو بكر محمد بن عثمان نيشابورى خازن ( - يتيمة الدهر 84 : 4 ) و ابو الحسن محمد بن احمد افريقى المتيم ( - يتيمة الدهر 157 : 4 ) و بيش از همه ، ديدار بديع الزمان همدانى ( يتيمة الدهر 256 : 4 ) بايد او را سخت شادمان و بهرهمند گردانيده باشد . هر چه بود اين سفر براى ثعالبى چندان قرين كامروايى نبود ، و فزون بر اين ، ناكامى بزرگ آن بود كه چون به زادگاه خود بازگشت خانه و ملك و زمينش را غارتيده و خراب شده يافت . از اين روى ، او ناگزير با وام و تنگدستى بار زندگى را به دوش كشيد . ناسازگارى همسايگان نيز او را بسى نالان و دل شكسته گردانيد ، غمنالهء آن دل