عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
556
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
تلخى نمىبود و آسانيها بىدشواريها دست مىداد ، بىگمان دنيا بهشت مىشد كه شادمانيهاى آن آلودهء هيچ اندوه نيست . ابو تمام در سخنى به حسن بن وهب از يتيمه ابن مقفّع ياد كرده و بدان مثل زده است : و لقد شهدتك و الكلام لآلئ * توم فبكر فى النّظام و ثيّب فكانّ قسّا فى عكاظ يخطب * و كانّ ليلى الاخيليّة تندب و كثيّر « 1 » عزّة يوم بين ينسب * و ابن المقفّع فى اليتيمة يسهب يعنى : در پيش تو حاضر آمدم با سخنانى چون گوهرها و مرواريدهاى درخشان درشت در رشتهاى كه بعضى از آن سفته و بسوده و برخى ناسفته و نابسوده . گفتى كه قسّ « 2 » در بازار عكاظ سخنرانى مىكند و يا كه ليلى اخيليّه « 3 » مويه سر مىدهد و به زبان شعر ناله مىكند و يا كثير عزّه كه در روز جدايى غزل مىگفت و مىموييد و ابن مقفّع كه در رسالهء خود - يتيمه - به درازى سخن مىگفت . يد الحدثان - ايدى سبا . يد الدهر - أيدى سبا .
--> ( 1 ) - ابو صخر كثيّر بن عبد الرحمن از شعراى عرب و معشوق عزّه دختر جميل بن حفص كلبى است وفات او را در سال 105 ه ق . نوشتهاند . ( م . ) ( 2 ) - قسّ . ابن ساعدة ، اسقف نجران است كه در بلاغت به وى مثل زنند . گويند وى نخستين عربى است كه با تكيه بر عصا يا شمشير خطبه خواند . تا قبل از بعثت پيغمبر ( ص ) حيات داشته و آن حضرت او را ديده است . ( م . ) ( 3 ) - ليلى الاخيليّة از شاعرههاى مولّده صدر اسلام است . زنى زيبا و فصيح و آگاه به شعر و انساب عرب بود . توبة بن الحمير عاشقش بود اما پدر وى را به توبه نداد و به مردى از بنى ادلع داد . بعدها توبه در جنگى كشته شد و ليلى در مرگ او مرثيهها سرود . روزى در كجاوه نشسته بود بر گور توبه گذشت . ليلى مىخواست بر سر گور وى رود . شويش بازداشت . ليلى همچنان سوار بر كجاوه از دور بر او مرثيه مىخواند . . . بومى از شكاف گور بيرون پريد ، شتر ليلى رم كرد و او را بر زمين زد و در حال بكشت . ليلى را در كنار گور توبه به خاك سپردند . اين واقعه در سال 75 ه اتفاق افتاد . ( م . )