عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
555
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يتيمة ابن المقفع . عرب در بلاغت و تشبيهات ارجمند و يگانه به يتيمه ابن مقفّع - كه رسالهاى است در نهايت زيبايى - مثل زنند كه هنر نويسندگى و بهترين شيوهها را در بر دارد ، در همين كتاب در ياد كرد سلطان گويد : مثال سلطان و زيانهاى اندك آن در كنار سود فراوان او مثال باران است كه آب بخشان خداوند و دهش آسمان و زندگانى زمين و زمينيان است ، هر چند گاه باشد كه مايهء آزار و رنج مسافران باشد و موجب ويرانى بناها گردد و با روان شدن سيلابهها مردمى يا ستورانى هلاك گردند و درياها در جوش و خروش آيند و آذرخشها بزند با اين همه چون به آثار دهش و بخشش خداوند در روى زمين مرده بنگريم كه بدان سبب زنده مىشود و گياهان برويند و روزى زندگان كه از آن گسترده و فراهم آيد ناگزيريم اين نعمت آفريدگار خود را بزرگ بداريم و او را به سبب اين داده و بخشيدهء بزرگ ، سپاس بگزاريم و ياد كرد پارهاى آسيبها كه به پارهاى از مردم مىرسد ناديده انگاريم . همچنين مثال سلطان مثال بادهاست كه خداوند مىفرستد تا پيشاپيش نعمت خداوند - يعنى باران - ابرها را براند و به مردمان مژدهء باران دهد و نيز مايهء خنكى و آسايش مردم گردد و از آن بوى خوش حاصل مىشود و در وزش باد است كه از جايى به جايى روند و آبها و كشتيها روان گردد و مردم به وزيدن آن آتش روشن كنند ، و هر چند گاه مردمى از باد - در خشكى يا دريا - گزند و زيان ببيند و زبان به شكايت گشايند امّا هرگز از ارزش و سودمندى اين داده و دهش خداوند - كه مايهء پايدارى و قوام هستى انسانهاست چيزى كاسته نمىشود . و همچنين سلطان به زمستان ماند يا به تابستان ، يا به روز و شب كه اگر زيانى اندك در اين پديدهها هست ، مايهء سود فراوان براى مردم است . اگر چنان بود كه تمام اينها يك پارچه و همسان مىبودند و آسايش آنها آميخته به رنج و