عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
554
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
ولد الحمار . يعنى : ناهمسانتر از بچهء خر ، و مرادشان استر است كه نه به پدر ماند و نه به مادر . وليمة الأشعث . اشعث بن قيس بن معدى كرب نيز با اهل ردّه ، مرتدّ شد و از اسلام برگشت چون گرفتند و پيش ابو بكر آوردند ، ابو بكر از وى خواست كه توبه كند ، و بعد او را آزاد كرد و خواهرش - امّ فروة - را به همسرى او درآورد . بدين ترتيب اشعث جان تازهاى يافت . پس شمشيرش را بركشيد و هر چهار پا كه در خانه داشت همه را پى كرد و مردم گفتند : اشعث دگرباره مرتدّ شده ، امّا او گفت : اى مردم مدينه ، به خدا كه اگر ما در سرزمين خود بوديم به شما سور و مهمانى مىداديم ، پس اكنون از اين گوشتها ببريد و ببريد و در بهاى آن با هم دوستى ورزيد . پس از آن گوشتها به همهء خانههاى مدينه چيزى رسيد و كسى هيچ روزى چون آن روز نديده كه به روز قربان ماننده باشد . آن روز را مردم مدينه به روز مهمانى اشعث نام گذارى كردند و گفتند : اولم من الأشعث : بيش از اشعث وليمه دهنده است و فراخ سفرهتر . [ ى ] ياقوت سرانديب . گوهر شناسان بر اين باور بودند كه ياقوت تنها در كوه سرانديب هند يافت شود . و بهترين گونهء آن ياقوت بهرمانى است پس از آن گلسرخى ، و پس انارى . از گونهء بهرمانى - چنانچه سنگينى آن به نيم مثقال برسد پنجهزار دينار مىارزد . نگينى از آن كه دو مثقال سنگينى داشت و به نام « جبل » ناميده مىشد ، صد هزار دينار ارزش گذارى شد كه منصور آن را به چهل هزار خريد . المقتدر از ابن جصّاص پرسيد : ارزش ياقوت را از روى چه چيز مىشناسى ؟ گفت : اى امير المؤمنين به چشم زيبا و درخشنده آيد ، در دست سنگين نمايد و در دهان خنك باشد . در برابر آتش پايدار ماند و سوهان بر آن كار نكند . مقتدر را اين پاسخ خوش آمد .