عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
537
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
را از هم جدا كرد . مؤلف اين كتاب نيز گويد : از كسانى كه با وجود عقيده و مذهب ، دوستى آنها را به هم پيوند داده بود كميت و طرمّاح است . كميت مردى شيعى تندرو بود و طرمّاح مردى خارجى حرورى . با وجود اين صميمانهترين دوستى در ميان آن دو برقرار بود و چون از آنها پرسيدند كه چگونه است اين ، پاسخ دادند كه از روى دشمنى با سنيّان با هم دوستى مىورزيم . نكاح حوثرة . حوثره مردى از قبيله عبد القيس بود در بسيارى نكاح به دو مثل زنند و گويند : فلان از حوثره نيز بسيار نكاح كنندهتر است . و جز او كسى كه به نكاح و تيزى شهوت نامبردار است خوّات بن جبير انصارى است همسر ذات النحيين [ - ذات النحيين ] . او چون زن مىخواست به هر قبيلهاى مىرفت و چون مىپرسيدند براى چه آمده ، پاسخ مىداد : شترم از من رميده و من به جستن آن آمدهام . او اسلام را دريافت و در بدر شهيد شد . پيامبر ( ص ) روزى فرمود : شتر رمندهء تو چه شد ؟ ! گفت : پس از آن كه به رسن اسلام بستمش ديگر نرميد . انصار گويند پيامبر او را دعا كرد و تيزى شهوت وى فرو نشست . نكهة الأسد . شير - همان گونه كه چرغ - به بوى بد دهان معروف است . شاعر گفته : قد ولى فارس و الأه * و از داود بن بشر و له لحية تيس * و له منقار نسر و له نكهة ليث * خالطت نكهة صقر يعنى : داود بن بشر فرماندار فارس و اهواز شد ، او را ريشى چون بز و منقارى چون كركس و بويى چون بوى شير هست كه به بوى چرغ آميخته باشد . سعيد بن حميد روزى به ابو هفّان گفت : من شيرم . گفت در تو از شير بودن جز بوى بد [ دهان ] وى چيزى نمىبينم . نهر اللّه . از مثلهاى عامّه و خاصّه است كه : « اذا جاء نهر اللّه بطل نهر معقل » و « اذا جاء