عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
531
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
كه خواهان و مشتاق ديدارش بود گفته : نفسى فداؤك كيف تصبر طائعا * عن فتية مثل البدور صباح ! نهضوا لراحهم و ذكرك بينهم * أذكى و أطيب من نسيم الرّاح يعنى : جانم برخى تو باد ، چگونه گردن نهاده ، از جوانان زيباى چون ماه مىشكيبى ! آنها [ دوستدار تواند ] و چون به شراب بر مىخيزند نام و ياد تو در ميان و زبانشان خوشتر از بوى شراب است . نسيم الرّوض . دربارهء نسيم گلزار بسيار گفتهاند ، دلنشينترين آنها سخن بحترى است كه گفته : يذكّرنيك و الذّكرى عناء * مشابه فيك طيّبة الشّكول نسيم الرّوض من ريح شمال * و صوب المزن من راح شمول يعنى : هر جا زيبايان نكو سيرت و خوش صورت مىبينم كه به تو ماننده باشند تو به ياد من مىافتى هر چند كه يادها رنجآور و آزارنده است از بوى گلزار ياد باد شمال مىافتم و از ابر ريزان ، شراب بويا مرا ياد آيد . و هم صاحب بن عباد از گفتههاى منثور بحترى نقل كرده كه : سپاسگزارى نسيم نعمتهاست . نسيم السّحر . در خوشى به نسيم سپيدهدمان مثل زنند . صاحب بن عبّاد آن را بسيار به كار برده ؛ به كسى نوشته : سلام كما هبّ نسيم السّحر ، على صفحات الزّهر يعنى : تو را از من سلام باد سلامى به لطف و خوشى نسيم سپيده دمان كه به گونهء گلها وزد . نسيم الصّبا . از ميان بادها ، صبا به نرمى و خوشبويى نامور است ، صبا از باد شمال نشيبتر و از باد جنوب فرازتر مىوزد . بسيارى از شاعران و ديگران از صبا گفتهاند . . . ابن طباطبا گفته : أتانى قريض كنظم الجمان * و روض الجنان و أمن الفؤاد و عهد الصّبا و نسيم الصّبا * و برد الفؤاد و طيب الرّقاد يعنى : به شعرى برخوردم چون مرواريد به رشته كشيده ، و يا گلزار بهشت ، و