عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

522

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ناقة اللّه . شتران و ديگر آفريده‌ها ، همه از آن خدا هستند ، امّا اين شتر كه آيتى از سوى خداوند و معجزتى از براى صالح ( ع ) بود ، با اضافه به لفظ اللّه ويژگى يافته ، كه در قرآن آمده : « ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها » « 1 » . و آن چنين بود كه قوم ثمود به صالح گفتند : اگر خواهى كه پيامبرى تو را باور داريم ، از ميان اين كوه و سنگ ، ماده شترى كه ده ساله آبستن باشد براى ما بيرون آور چنان كه در پيش روى ما بنشيند و شتر نوزادى بزايد . صالح دو ركعت نماز بگزارد و خواستهء آنها را از خداوند درخواست كرد . به ناگاه سنگ از هم بشكافت و ماده شترى كلان و نكو ديدار از آن درآمد و پيش مردم به زمين نشست و نوزادى - درشت اندام چون خود - زاييد . پس صالح - از سوى خداوند - گفت : « هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ » « 2 » پس آب [ چشمه ] را ميان خود بخش كردند ، روزى براى خودشان ، و روزى براى شتر . روزى كه نوبت شتر مىبود مردم به فراخى و فراوانى از شير شتر بهره‌مند مىبودند ، در نوبت مردم ، آبى براى شتر نمىرسيد . [ امّا مردم به اين حال نايستادند ] و در روزى كه نوبت شتر بود از دادن آب به شتر چشم تنگى نشان دادند و بر آن شدند كه او را پى كنند . صالح گفت : « هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ » « 3 » . و به خواست خود بدبخت‌ترين آنان [ قدار بن سالف ] برخاست و شتر را پى كرد . بچه شتر سر به سوى آسمان برداشت و ناليد . صالح به آنها گفت : « تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ » « 4 » پس ، روز چهارم عذاب آمد و غريو و غرّشى آنها را در گرفت و در سراهاى خويش به روى افتاده بمردند « 5 » ، و بدين سان

--> ( 1 ) - سورهء الشمس - 13 . ( 2 ) - سورهء شعراء - 150 . ( 3 ) - سورهء اعراف - 73 . ( 4 ) - سورهء هود - 64 . ( 5 ) - مضمون سورهء اعراف - 78 .