عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

30

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : پس خبرهاى دروغ مىبينم كه از سوى فرومايگان سرچشمه گرفته است ، و كسى كه جامهء فاخر كبر و لاف‌زنى پوشيده . و بدان كه هو انداختن عوام پيش درآمد رويدادى است كه بىگمان اتفاق مىافتد . در تلفظ عاميانهء مردم بغداد كلمه « عوامّ » بدون تشديد گفته مىشود اما درست آن با تشديد است . اردية مصر . - برود اليمن . ارض اللّه . مردم دربارهء گردش در كرانه‌هاى زمين و جستن روزى ، بسيار سخن گفته و ديگران را به آن برآغاليده‌اند . . . سعيد بن محمد الطبرى گفته : ساغنى بالهبيد و باللّبيد * و بالفلوات عن قصر مشيد فارض اللّه واسعة امامى * اذا ضاق الفضاء على البليد يعنى : به جاى [ آرميدن در ] كاخهاى بلند ، سر به بيابان خواهم گذاشت و به دانهء تلخ حنظلى و كيسه‌اى بسنده خواهم كرد . آن گاه كه فضا بر آدم تنبل كند ذهن تنگ آيد ، من زمين خدا را در برابر خود بس فراخ مىبينم . [ روشن است كه ] اين سخنان زيبا و رسا همه از كلام خدا اقتباس شده كه فرمود : « أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها « 1 » . » ارنب الحلّة - ضبّ السّحا . ازواد الرّكب . ( ره توشهء سواران ) لقب سه تن از [ بزرگان و بخشندگان ] قريش است : مسافر بن ابى عمرو بن امّيه ، و زمعة بن الاسود بن المطلّب بن اسد بن عبد العزّى بن قصّى ، و ابو اميّة بن المغيرة بن عبد اللّه بن عمر بن مخزوم . از آن روى بدين لقب خوانده شدند كه همسفران آنها توشهء راه برنمىداشتند زيرا كه اينان همه را نان و خوراك مىدادند ، و هر چند اين شيوه ، خوى همه اشراف قريش بوده امّا تنها اين سه تن به اين لقب شهره هستند .

--> ( 1 ) - سوره نساء - 97