عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
493
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
هر يك از خلفا چيزى در آن افزوده و اثرى بجاى نهاده تا زيبايى و والايى آن به كمال رسيده ، و كنون در رستهء شگفتيهاى چهار گانه جهان جاى دارد هيچ چشمى زيباتر از آن نديده و هيچ گوش با شكوهتر از آن نشنيده . ديوار و سقف و ستونها همه گوهر نشان ، زرافشان و با جواهر و نگينهاى گونه گون تابان . جاحظ در ستايش يكى از سران بيتى از شاعرى آورد ؛ بيت اين است : يزيدك و جهها حسنا * إذا ما زدته نظرا يعنى : چون به روى آن محبوب بيش بنگرى به زيبايى تو بيفزايد و اين سخنان شاعرانهء مردم دمشق كه گويند : هر گاه در ساختار و آميزهء مسجد و محراب و مصلّاى آن نگريستيم زيباييها ما را به تأمّل و انديشه واداشت و به دريافت و شناخت نشانههاى زيبايى رسيديم كه پيشتر نشناخته بوديم و شگفتيهايى از هنر دريافتيم كه پيشتر در نيافته بوديم . نمىدانيم اين همه زيبايى و شكوه از جهت ارزشمندى گوهرهاى به كار رفته در آن است يا به جهت چيدن هنرمندانهء آن گوهرها در كنار هم . من يقين دارم اين سخنان زيبا و معانى شعر گونه از شعرى ربوده شده كه من در ستايش تو گفتهام و يا از نوشتههايى برگرفته شده كه در مدح تو نوشتهام . و سلامى حكايت كرده كه : از لحّام شنيده كه مىگفت : از يكى از بزرگان كه در همسايگى مسجد دمشق زندگى مىكرد چنين شنيدم كه : از آن روز باز كه بالغ شدهام همواره نمازهايم را در آن خواندهام . و هر بار و به هر هنگام كه در آن در آمدهام چشمم به زيباييها و آرايشهايى افتاده كه پيشتر نديده بودم . در زيبايى آن مسجد همين اندك بس ! مسك تبّت . از ميان شهرهاى ترك ، تبّت به مشك ميگون معروف است كه در خوشبويى و نيكويى بدان مثل زنند همچنان كه خرخيز به داشتن سنجاب فاخر ، و كيماك به سمور عالى معروفاند . و توان گفت كه شهرهاى ترك