عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

494

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

در فراوانى تحفه‌هاى ويژهء خود مانند : مشك ، و سمور ، و سنجاب ، و قاقم ، و خنك ، و روباههاى سياه ، و خرگوشهاى سفيد ، و ختو ، و يشم ، و خدنگ ، و بازان سپيد ، و اسبان ، و بردگان ، و گاوان وحشى كه از دم و يال آنها مگس‌ران و سر تازيانه درست مىكنند معروف است . دربارهء هر يك از اين خاصّه‌ها و ويژگيهاى شهرهاى آن و كانها و تركيب خانه‌ها . . . در كتاب خصائص البلدان مشروحا پرداخته‌ام كه به نام امير السيّد - خداوند همواره او را يارى كناد - آغاز مىشود و در اين كتاب بيش از آنچه در اينجا آوردم - هر چند اندكى است از بسيار و قطره‌اى از دريا - نمىآورم . مسير حذيفة . مبرّد گفته : از راهها و سفرهايى كه مورد تمثّل قرار مىگيرد راه و سفر حذيفة بن بدر است . او به كاروانى كه كنيزان منذر بن ماء السماء در آن بود شبيخون زد و در يك شب راه هشت روزه را پيمود . قيس بن خطيم در بيتى بدان تمثّل جسته و گفته : هممنا بالإقامة ثمّ سرنا * مسير حذيفة الخير بن بدر يعنى : آهنگ كرديم كه بمانيم ، سپس رفتيم چون رفتن حذيفه بن بدر . مشية أبى دجانة . ( راه رفتن ابى دجانه ) ابو دجانه كنيهء سماك بن خرشهء انصارى است ( رض ) است او پهلوان دلاورى بود كه هرجا كه گام جنگاوران مىلرزيد و مىلغزيد او دست به يورش مىزد . نشانه‌هاى ارزنده از رزم آورى و پهلوانى او در اسلام مشهور است . او به گونه‌اى عجيب و متكبّرانه راه مىرفت . در جنگ صفّين در حالى كه او همان سان با كبر و غرور راه مىرفت ، پيامبر ( ص ) فرمود : « چنين راه رفتن را خداوند دوست ندارد جز در اين جايگاه » . مردم به او « ذو المشهّرة » مىگفتند زيرا جامه‌اى نگارين داشت كه چون در رزمگاه به تن مىكرد كسى از دم تيغ او جان به در نمىبرد . مشية السّرطان . پس پشت رفتن و قهقرايى و عقب گرد را به رفتن خرچنگ مثل زنند . و