عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
484
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
نيابى . امّا مأرب همان شهرى است كه خداوند سيل عرم را به سوى آن روان كرد . جابر بن رالان هر چه نيكو گفته در وصف آن : أيا لهف نفسى كلّما التحت لوحة * على شهوة من ماء أحواض مأرب بقايا نطاف أودع الغيم صفوها * مصقّلة الأرجاء زرق الجوانب ترقرق دمع المزن فيهنّ و التقت * عليهنّ أنفاس الرّياح الجنائب يعنى : دردا و اندوها بر جان من ، كه هر گاه سخت تشنه مىشوم ، به شوق و خواهش آب بركههاى مأرب اندك آب كه زلالى و شيرينى آن دادهء ابرها بود با كنارههاى درخشان و پهلوهاى كبود . هر گاه كه نفس بادهاى جنوب بر سينهء بركه مىخورد ، آب درخشان آن - اشك چشم ابرها - مىدرخشيد و به موج مىآمد . ماء المفاصل . مفاصل جمع « مفصل » است به معنى شكاف ميان دو كوه ، كه آب آن بسى زلال و گوارا باشد و عرب گويد : أصفى من ماء المفاصل . شاعر گفته : صفراء من حلب الكروم كأنّها * ماء المفاصل أو لعاب الجندب يعنى : شراب زرد انگور ، گويى كه آب مفصل كوههاست يا آب دهان ملخ . و أبو ذؤيب گفته : « يشاب بماء مثل ماء المفاصل » [ شرابى ] آميخته به آبى زلال چون آب مفاصل . بعضى نيز بر آنند كه مقصود از « ماء المفاصل » آبى است كه از گوشت تازه مىتراود و اين بيت كثيّر را دليل آورده كه : و ما قرقف من أذرعات كأنّها * إذا نزلت من دنّها ماء مفصل يعنى : شراب اذرعات « 1 » را چون از خم به قدح مىريزى ، چنان زلال است كه گويى خونابهء روشن و صاف است كه از گوشت سرازير شود .
--> ( 1 ) - اذرعات : شهرى است در شام و شراب آن معروف است ( م . ) .