عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

479

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

كلينى لهمّ يا أميمة ناصب * و ليل أقاسيه بطئ الكواكب يعنى : اى أميمه مرا با اندوهان دشوارم بگذار و با شبى دير گذر ( كه ستارگان به كندى غروب مىكنند ) تا دشوارى و سنگينى آن را بپيمايم و تحمّل كنم . ليلة الهريسة - ليلة العقرب . ليل السّليم . شب آدم مارگزيده . شب دراز را كه با بىخوابى همراه باشد به آن مانند كنند ، زيرا كه آدم مار گزيده ، از درد نتواند خوابيد و چون خواهد كه چرت بزند يا بخواهد نگذارند از بيم آن كه زهر مار در اندامهاى وى نگردد ؛ و عرب بر چنين كسى زيورها مىآويزد و بيدار نگاه مىدارد . نابغه گفته : يسهّد من نوم العشاء سليمها * لحلى النّساء فى يديه قعاقع يعنى : با بستن آرايه‌ها در دست - و به آواى جرينگ جرينگ آنها مار گزيده را نگذارند كه شب بخوابد . و در كتاب « المبهج » آمده : « شتّان ، بين ليل السّليم و ليل النائم فى فراش النعيم » يعنى : شب مار گزيده كجا و آن كه در بستر نرم خفته كجا ؟ ليل الشّباب . شب جوانى . . . ابن المعتزّ گفته : و نهار شيب الرّأس يوقظ من * قد كان فى ليل الشّباب رقد يعنى : روز پيرى و موى سپيد ، كسى را كه در شب جوانى [ و روزگار سياه مويى ] خفته باشد بيدار مىكند . ليل الضّرير . شاعران هر كدام به گونه‌اى ، درازى شب را بيان كرده‌اند و پاره‌اى تازگيها به گفتهء پيشينيان افزوده‌اند تا سيدوك واسطى چون دريافت كه اين توصيفها حق آن شب را نرسانيده ، توصيفى گفته بىهمال ، و آن اين است : عهدى بنا ورداء الشّمل يجمعنا * و اللّيل اطوله كاللّمح للبصر و اليوم ليلى مذغابوا فديتهم * ليل الضّرير فصبحى غير منتظر يعنى : ياد دارم روزگارى را كه روزگار يگانگى و وصلت بود ، در آن هنگام درازترين شبها چون يك چشم بهم زدن مىنمود امّا - جانم برخى ياران و