عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

480

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عزيزان باد - كه از آن روز باز كه روى از من نهان كرده‌اند ، شب من چون شب نابيناست كه صبحى در پى آن نباشد . ليل المحبّ . بسيارى از شاعران در توصيف شب عاشقان و درازى آن شعر گفته‌اند و دراز نگفته‌اند . امّا خالد كاتب نكته‌اى بس ارجمند گفته ، آنجا كه گويد : و ليل المحبّ بلا آخر يعنى : شب عاشقان بىدل چه شب دراز باشد ! [ م ] ماء الحسن . بهترين سخنى كه دربارهء آب زيبايى گفته‌اند شعر ابن معتزّ است : لى مولى لا أسمّيه * كلّ شئ حسن فيه تصف الأغصان قامته * بتثنّ كتثنّيه و يكاد البدر يشبهه * و تكاد الشمس تحكيه كيف لا يخضرّ عارضه * و مياه الحسن تسقيه يعنى : مرا سرورى و دوستى است كه نامش را نمىبرم [ تا بر زبانها نيفتد ] كه تمام زيباييها و نكوييها در او جمع است شاخه‌ها با خميدنى چون خميدن او ، بالاى او را مىستايند . و ماه تمام بر آن است كه خود را به دو مانند كند و خورشيد نيز به او مانندگى مىيابد چگونه ممكن است روى آن سبزگون نگردد كه آب زيبايى سيرابش مىكند . ماء زمزم . شرف آب زمزم به جهت شرف جاى آن است و از اين جهت به شرف آن مثل زنند و گويند : فلان چيز گويى آب زمزم است ، يا اين آب زمزم نيست . گويند اين شرافت از آن روى است كه جبريل ( ع ) از آن جرعه‌هايى نوشيد و كيست كه بتواند ارجمنديهاى آن را بشمارد ! بسا بيمار كه پس از آن كه به همه چشمه‌ها رفته و از آب آنها استفاده كرده با اقامت در كنار آن و نوشيدن از آن و شستشو در آن بهبود يافته ! چه بسا كه آب آن را در شيشه‌ها كرده و براى درمان به شهرهاى دور و نزديك مىبرند ، يا به اميد بركت و بهره با آب آن