عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

27

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

و دربارهء استعارهء . « اديم » به غير زمين ، نويسنده‌اى « أديم المودّة » به كار برده و گفته : سرزنش بسيار روى مودّت و دوستى را تباه مىكند . اديم السماء - كبد الماء . اديم الماء . همان گونه كه « اديم » را به استعاره براى زمين و آسمان به كار مىبرند براى آب نيز به كار برده مىشود . كشاجم در وصف ماهى گفته : و ابنة ماء فى اديم ماء * بيضاء مثل الفضّة البيضاء يعنى : و دختر آب ( ماهى ) در روى آب مانند نقرهء سپيد مىدرخشد . و درباره اديم السماء ابو عثمان در حق زنى - قتول نام - كه جامهء كبود پوشيده بود گفته : ما تعدّت قتول ان لبست زيّ * ا شبيها بوجهها ذى البهاء لبست أزرقا فجاءت بوجه * يشبه البدر فى اديم السّماء يعنى : قتول ، در اينكه جامه‌اى درخشان مانند رنگ خود پوشيده بود زياده‌روى نكرده ، او درآمد در جامهء كبود چون پهنه آسمان و رخسارى چون ماه تمام . أذن الحائط . در امثال عرب آمده : ديوار گوش دارد ، يعنى آن سوى ديوار كسى است كه به سخنان تو گوش فرا مىدهد . در اين باره ابو حفص عمر بن على دو بيت زير - از اشعار خود - را براى من خواند : و بارد الطلعة حاذانا * و استرق السّمع فآذانا فقلت للجلّاس لا تنبسوا * فإنّ للحيطان آذانا يعنى : ناخوش ديدارى رو در روى ما قرار گرفت و دزدانه به سخنان ما گوش داد و ما را آزرد . به همنشينان گفتم حرف نزنيد كه ديوار گوش دارد . اذناب البقر - نواصى الخيل اذنا عناق « 1 » عرب گويد با گوشهاى سياه گوش پيش من آمد يعنى حرفهاى دروغ و ناراست مىگفت . نيز گفته‌اند اين صفت فتنه‌ها باشد - از آن به خدا مىپناهيم - .

--> ( 1 ) - عناق در لغت هم به معنى بزغاله ماده است و هم سياه گوش ياقره قولاخ . ( م )