عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
26
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
بهارى را بدان مانند كرده و گفته : و يوم كاخلاق الملوك ملوّن * فشمس و دجن ثمّ ظلّ و وابل اشبّهه ايّاك يا من صفاته * دنّو و اعراض و منع و نائل يعنى : بسا روزى كه چون خوى پادشاهان گونهگون باشد ، گاه آفتابى گاه انبوه ابر ، گاه تيره و سايه و گاه رگبار . [ اى پادشاه ] من آن روز را به احوال تو مانند مىكنم كه صفات تو نيز گونهگون است گاه كسى را به خود نزديك كنى و گاه از وى روى برتابى و گاه او را از بخشش خود بازدارى و گاه به بخشش و دهش بنوازى . ادب النفس . گفتهاند ادب نفس به از ادب درس است . و شاعرى به نظم سروده : يا مغرقا فى ادب الدّرس * أفضل منه ادب النّفس يعنى : اى كه درباره ادب درس غلو مىكنى [ بدان كه ] به از ادب درس ، ادب نفس است . گويند عيد نوروز ، ابو غسّان تميمى كتابى را كه خود تأليف كرده بود به امير نصر بن احمد هديه فرستاد . نصر پرسيد : اين چيست ؟ گفت در ادب نفس است . امير گفت : پس چرا خود بدان عمل نمىكنى ؟ زيرا ابو غسّان بسيار بىادب بود و در مجالس آداب همنشينى را رعايت نمىكرد . اديم الارض . كاربرد « روى زمين » به جهت زيبايى و تابانى است و از باب استعاره ، همانگونه كه گويند « اديم السماء » . اعشى اين استعاره را در شعر خود به كار برده : و الأرض حمّالة لما حمّل ال * لّه و ما ان تردّ ما فعلا يوما تراها اكتست بأردية ال * عصب و يوما أديمها نغلا يعنى : زمين بر مىدارد هر آنچه را كه خداوند بر روى آن گذاشته و از فرمان خدا بازنمىگردد . آن را بينى روزى رداهاى برد به تن كرده و روزى بينى كه اديم آن فاسد گشته .