عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

429

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

كأنّه فى الإناء أوعية * من البجادىّ ملئها عسل يعنى : و مويز طائفى كه باده‌نوشان آن را - هنگامى كه بگردد و شراب شود - با خود به هر جاى مىبرند گويى كه ظرفى است در اندرون ظرفهاى بجادى پر از شهد و عسل . از خاصّه‌هاى ديگر هرات حواصل است كه گونهء آن از حواصل مصرى و آبسكونى بهتر است . همچنين از هرات ، كرباس و دوك و ديبا و ظروف مسى به جاهاى ديگر مىبرند . قصر غمدان . از كاخهاى عرب بوده كه در استوارى و پايدارى بدان مثل مىزنند . اين كاخ عظيم در يمن بود و جاى باش ملوك يمن ، و رويدادهايى سبب شد كه ويران گردد و پس از آن پادشاه يمن به قلعه كحلان رفت كه گويا پيش از غمدان ساخته بودندش و گويند پس از طوفان نخستين ساختمانى بود كه ساختند . شاعر براى عبد الله بن طاهر گفته : اشرب هنيئا عليك التّاج مرتفقا * بشاذمهر و دع غمدان لليمن فأنت أولى بتاج الملك تلبسه * من هوذة بن علىّ و ابن ذى يزن يعنى : تاج بر سر ، باده بنوش و از شادمهر بهره‌مند شو و غمدان را براى يمن واگذار براى گذاشتن تاج به سر ، تو از هوذه بن على و ابن ذى يزن شايسته‌ترى . قطب السّرور . باده گساران . شراب را « قطب السرور » خوانند . . . سرىّ گفته : الكأس قطب السّرور و الطّرب * فاحظ بها قبل حارث النّوب يعنى : جام باده ، قطب شادى و شادمانى است ، پس پيش از رويدادهاى تلخ [ - مرگ ؟ ] از آن لذّت ببر . قطيفة المساكين . آفتاب را بالاپوش يا روانداز بيچارگان در زمستان گفته‌اند ، در اين باره شاعرى گفته : يا شمس يا قطيفة المساكين * قرّبك اللّه كما تعودين يعنى : آفتاب ، اى روانداز بيچارگان ، بدانچه [ از ما درماندگان ] عيادت مىكنى