عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
382
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
در آن ريختهاند . عين الرّضا . چشم و نگاه از سر خشنودى . نخست بار عبد الله بن معاويه در پيش جعفر بن ابى طالب اين تركيب را در شعرى دربارهء فضيل بن السائب به كار برد ، كه بيت چهارم آن ضرب المثل شد : رأيت فضيلا كان شيئا ملفّقا * فكشّفه التمحيص حتّى بدا ليا و أنت أخى ما لم تكن لى حاجة * فإن عرضت أيقنت أن لا أخاليا و لست براء عيب ذى الودّ كلّه * و لا بعض ما فيه اذا كنت راضيا فعين الرّضا عن كلّ عيب كليلة * و لكنّ عين السّخط تبدى المساويا « 1 » يعنى : فضيل را آدمى ديدم با سخنان آراسته امّا دروغ ، چون آزموديم ، پرده از روى كارش كنار رفت و حقيقت كار او بر ما آشكار شد [ چنين ديدم كه ] تا من نيازمند نيستم تو با من برادر هستى امّا چون نيازمندى بر من رخ نمود به راستى دريافتم كه كسى برادر من نيست چون تو دوستدار كسى باشى به هيچ روى كاستيهاى او را نخواهى ديد و چون به ديدهء خرسندى بنگرى بعضى از كجيهاى او را هم نبينى . ديدهء خرسندى و دوستدارى هيچ كاستى و كجى را نتواند ديد امّا چشم خشم و نادوستدارى تنها بديها را در مىيابد ديگرى با اين بيت ، آن ابيات را دنبال كرده كه : و عين البغض تبرز كلّ عيب * و عين الحبّ لا تجد العيوبا يعنى : نگاه دشمنى همه كاستيها را آشكار مىكند و نگاه دوستدارى از ديدن كاستيها ناتوان است . عين الزمان - عين العلا . عين السماء - كبد السماء .
--> ( 1 ) - بيت اخير را دقيقا به فارسى سرودهاند : چشم رضا بپوشد هر عيب را كه ديد * چشم حسد پديد كند عيب ناپديد ( م . )