عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

383

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عين الشمس - عين العلا . عين الظّبى . چشمان زيبا و سخت سياه را به چشم آهو مانند كنند . چنان كه متنّبى گفته : لقى ليل كعين الظبى لونا * و همّ كالحميّا فى المشاش يعنى : افتاده در شبى سياه چون چشمان غزال ، و اندوهى سخت ؛ چون شراب تند كه در غضروفهاى استخوانها نيز اثر گذارد . عين العراق - كاهل العرب . عين العقل . مأمون روزى در دست يكى از پسرانش دفترى ديد ، پرسيد : اين چيست پسرم ؟ گفت : آنچه هوش را تيز مىكند ، و همدم تنهايى است . گفت : خداى را سپاس كه از فرزندانم يكى ديدم كه به چشم خرد مىنگرد . و ابن المعتزّ در فصول كوتاه خود گفته : هر كس در كارها با چشم خرد ننگرد ، شمشير چاره‌گرى وى ، به كشتنگاه او افتد و همو گفته الأمانىّ تعمى أعين البصائر . يعنى : آرزوها ديدگان بصيرت را كور مىكند . عين العلا . بهترين شاهد كه در استعارهء « چشم والايى » شنيده‌ام از ابو تمّام است در مرثيه‌اى [ براى ادريس بن بدر السلمى ] كه بهترين مرثيه اوست و مىدانيم كه بهترين اشعار ابو تمّام مراثى اوست ، شعر چنين است : ألا إنّ فى ظفر المنيّة مهجة * تظلّ لها عين العلا و هى تدمع هى النّفس إن تبك المكارم فقدها * فمن بين أحشاء المكارم تنزع يعنى : جانى در ميان چنگالهاى مرگ قرار گرفت كه چشم والايى بر آن يكسره اشك مىبارد . جانى است كه اگر به خاطر از دست دادن آن ، والاييها و مكرمتها بگريند ، قطرات اشك از درون احشاء آنها جدا خواهد شد . امّا بهترين آنچه در استعارهء « غين القصائد » شنيده‌ام سرودهء قاضى ابو الحسن علىّ بن عبد العزيز است در قصيده‌اى دربارهء صاحب بن عبّاد : ولى فيك ما لو أنصف الشّعر صيّرت * قوافيه كحلا فى عيون القصائد