عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
379
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
عيث الضّبع . به تباهكارى كفتار از آن روى مثل زنند كه چون به رمه بزند بسيارى را پاره كند و به سير شدن خود بسنده نمىكند و در واقع چيزى زنده رها نمىكند . از آن روى عرب براى خشكسال ، عيث الضبع را استعاره آوردند . ابن الأعرابى گفته : در واقع از كفتار ، سال را نخواستهاند بلكه چون در خشكسال مردم نيروى خود را از دست مىدهند و چنان ناتوان مىگردند كه از جاى برنتوانند خاست در اين هنگام چون كفتارى بر آنها تازد ، همه را به درد و بخورد . شاعر گفته : أبا خراشة أمّا أنت ذانفر * فانّ قومى لم تأكلهم الضّبع « 1 » يعنى : هان اى ابو خراشه هر چند تو داراى كسان بىشمارى هستى ، امّا بدان كه ايل و قوم مرا نيز كفتار نخورده و تار و مار نشدهاند . عيث الغيث . چيزى را كه سود آن همگانى و زيان آن خاص باشد به زيان و تباهى باران مانند كنند و اين مانندى از آن روى است كه باران - هر چند مايه رحمت و بركت مردم است و زمين خشك و مرده به بارش آن زنده و سرسبز گردد ، بسا كه خانههاى مردم را فرو ريزد و آبادانيها را ويران كند و در نتيجه پيمانها به هنگام خود گزارده نشود و مسافران گرفتار رنج و آزار گردند . ابو الفتح در اين باره خواند : لا ترج شيئا خالصا نفعه * فالغيث لا يخلو من العيث يعنى : چشم نداشته باش كه چيزى يكپارچه سودمند باشد ، حتى باران نيز از زيان و تباهى تهى نيست . عير أبى سيّارة . خر ابو سيّاره مشهور بود و آدم تندرست را به او مانند كنند و گويند : أصحّ من عير أبى سيّارة : يعنى فلان تندرستتر از خر ابو سيّاره است . اين
--> ( 1 ) - بيت از عباس بن مرداس السلمى است كه خفاف بن ندبه را مورد خطاب قرار داده . اين بيت از شواهد سيبويه است 1 : 148 ( م . )