عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

374

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

عمر نوح . مثل است در درازى . وهب بن منبّه گفته : عمر نوح هزار سال بود . زيرا او در پنجاه سالگى برگزيده شد و نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت كرد در قرآن آمده : « فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً » « 1 » . . . بسيارى ، به نظم و نثر به عمر نوح تمثّل جسته‌اند . محمد بن مكرّم دربارهء احمد ابن اسرائيل گفته : قل لابن اسرائيل يا احمد * عمرك فى العالم لا ينفد انّ زمانا انت مستوزر * فيه زمان عسر انكد يا لبد الدّهر و يا عوجه * انت كنوح عمره سرمد يعنى : به ابن اسرائيل بگوى : اى احمد زندگانى تو در جهان به سر نيايد براستى روزگارى كه تو را در آن به وزارت گماشتند روزگارى سخت و بىسود است . اى لبد « 2 » و اى عوج « 3 » روزگار ، تو همچون نوح عمرى سرمدى دارى . . . عمى حسّان - فالج ابن ابى دؤاد . عنّاب جرجان - قشمش هراة . عنبر الشّحر . به عنبر شحر مثل زنند . شاعر گفته : و لو كنت عطرا كنت من عنبر الشّحر يعنى : اگر عطر بودى ، عنبر شحر مىشدى . صاحب كتاب « المسالك و الممالك » گفته : شحر جزيره‌اى است در دويست فرسخى عمّان ، و گويند عنبر از كف درياى سرنديب به عمل مىآيد ، بعضى نيز گفته‌اند از معدنى در سرنديب به دست مىآيد ، بعضيها نيز بر آن پندار هستند كه عنبر عبارت است از سرگين چهارپايى در درياى هند .

--> ( 1 ) - سورهء هود - 40 . ( 2 ) - لبد نام كركس پسين لقمان بود كه به عمر هفت كركس زيست و گويند يكهزار و سيصد سال بماند . ( م . ) ( 3 ) - عوج بن عوق [ در تداول عنق ] كه از زمان آدم تا موسى عليهما السلام بزيست يعنى سه هزار و پانصد سال . ( م . )