عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

367

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

دافِقٍ يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ » « 1 » و جز اين نيست كه پدر آب خويش را مانند آب دهان يا بينى مىريزد و مىگذارد و مىرود و يا مىماند و پس در مىگذرد ، امّا مادر با زهدان خويش كه جايى است كه كودك در آن سرشته مىشود و همان گونه كه سرب آب شده را در قالب مىريزند آب مرد در آن ريخته مىشود و با آب زن در مىآميزد به اندازه شاخه و راههاى زهدان شاخه شاخه مىگردد . پس از آن تا هنگامى كه در شكم مادر است خوراكش خون مادر است و نيروى مادر را مىمكد و شيرهء خوراك و جان او را به خود مىكشد . و چون زاده شد شير مادر مىخورد ، و همهء پزشكان بر آن‌اند كه شير دگرگون شده خون است ، بدين ترتيب طفل دوبار خون مادر را مىخورد و مادر دوبار اندامهاى كودك خود را مىبالاند ، و از اينجاست كه عشق مادر به كودك خود بيش از عشق پدر است . دربارهء فزونى عرق دايى ، اصمعى اين شعر را كه شاعرى گفته خواند : سرى عرقه فى القوم حتّى أصابهم * و للخال عرق لا ينام و لا يكد يعنى : عرق او در ميان مردم سارى شد تا به همه رسيد ، بلى عرق دايى هرگز نخسبد . نيز گفته‌اند : مردم همواره به دايى خود مىنازند . روزى پيامبر ( ص ) دست سعد بن ابى وقّاص ( رض ) را گرفت و فرمود : اين است دايى من ، هر كسى دايى خويش را بيارد . و عمرو بن الأهتم هنگامى كه به زبرقان دشنام مىداد ، گفت : دايى او پست است و خوابگاهش تنگ ، نيز نامرد است و نوكيسه . و پيامبر ( ص ) فرمود : « الخال والد » دايى پدر است . و عرب چون خواهد كسى را بستايد ، گويد : داراى عمو و دايى است . و خداوند فرمود : « وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً » « 2 » كه منظور از دو پدر [ به نظر پاره‌اى مفسران ] پدر و دايى يوسف است .

--> ( 1 ) - سوره طارق - 6 ، 7 . ( 2 ) - سورهء يوسف - 100 .