عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
349
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : بخشندگى كن و به جاى هر گونه نقلى به من چيزى بده كه از آن آفريده شدهايم و به سوى آن باز مىگرديم . چيزى كه از نظر شكل پندارند سنگ كافور است كه روى آن عبير نشسته . عمرو بن ليث در ياد كرد نيشابور و ويژگيها و ارجمنديهاى آن ، مىگفت : چگونه جنگ نكنم از براى شهرى كه خاكش نقل است و سنگش فيروزه . و فيروزه سنگى است كه جز در نيشابور يافت نشود . و بسا كه بهاى تكهاى از آن - كه از يك مثقال بگذرد و كبود باشد و بر گرماى آتش تاب آورد و در برابر سوهان مقاوم باشد و در اندرون آب داغ نيز دگرگونه نشود - به دويست دينار مىرسد « 1 » . از نيكوئيها و ارزشهايش آن كه در نام فيروزه فال نيكو هست « 2 » . و به جهت اين فال نكو و نيز زيبايى و نكو ديدارى آن در نزد پادشاهان و بزرگان جايگاهى و الا دارد و گفتهاند كه خاصيت نيرو بخشى دل دارد . يكى از شاعران معاصر ، در اين باره گفته : يا من بطلعته الهلال تهلّلا * و رآه من جحد الإله فهلّلا وافاك بالنّيروز طرف مسرّة * فاركبه هملاجا اغرّ محجّلا نحو المنى و اعر لحاظك كلّما * يحوى محلّا فى الصّدور مبجّلا فيرزجا أهديته متبّركا * لك باسمه متيمّنا متفائلا 3
--> ( 1 ) - در اين بخش كمى درهم ريختگى و آميختگى و افتادگى ديده مىشود . متن آثار البلاد چنين است : « عمرو ليث مىگفت : من براى شهرى مىجنگم كه گياهش ريواس ، خاكش خوردنى و سنگش فيروزه است . و سبب ذكر ريواس اين بوده كه اين رستنى در آن جا به خوبى به عمل مىآيد چنان كه در هيچ جاى دنيا نظير آن يافت نمىشود ، تا جايى كه وزن يك بوتهء آن به دو يا سه رطل و گاه پنج رطل بالغ مىگردد » و اين گمان درهم ريختگى از آنجا تأييد مىشود كه مىگويد : فيروزه سنگى است كه جز در نيشابور يافت نمىشود ، حال آن كه در كتاب طرائف و ظرائف از شهرهاى ايلاق ( ص 72 ) ، بدخشان ( ص 185 ) ، طوس ( ص 463 ) ، كرمان ( ص 543 ) ، نوقان ( ص 656 ) به داشتن فيروزه نام رفته ؛ به احتمال قوى جملهاى يا عبارت و سطرى افتاده ، كه پس از فيروزه به ريواس نيشابور پرداخته . ( م . ) ( 2 ) - گويا به شباهت كلمتى شبه اشتقاق فيروزه - پيروزه - پيروزى و بهروزى توجه دارد . ( م . )