عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
346
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
كرد و كشته خواهد شد . طير النّار . پرندهاى است هندى كه به آن سمندر گويند . بعضى گفتهاند پرندهاى آتشى است و در آتش زندگى مىكند همانسان كه پرندهء آبى درون آب زندگى كند . بعضى گفتهاند پرندهاى است كه هنگام پيرى درون آتش گلخن يا آتش تيز و فروزان شود و ساعتى در آن بماند و آنگاه تندرست و جوان درآيد . و بهرانى درباره او در شعر خويش گويد : و طائر يسبح فى جاحم * كأنّه يسبح فى غمر يعنى : بسا پرندهاى كه در درون آتش تيز چنان شنا كند كه گويى در ميانجاى دريا شنا مىكند . و جاحظ گويد مرغ سمندر را نشانهاى شگفتآور و صفتى عجيب است كه آدمى را به انديشه و شگفتى وامىدارد اين پرنده در ميان تودهء آتش در مىآيد اما پرى از وى نمىسوزد . طيران الحبارى . در تيز پروازى به هوبره مثل زنند و گويند : « أطير من حبارى » در ميان پرندگان پرندهاى به تيز پروازى او نباشد ، چنان كه ديده شده هوبرهاى را در كنار بصره شكار كردهاند و در چينهدانش دانهاى سبز و تازه يافتهاند كه از آنجا تا سرزمينى كه آن دانه در آنجا باشد راهى بس دور است . جدا از هوبره ، به عقاب نيز در تيزپروازى مثل زنند زيرا كه عقاب بامداد در عراق باشد و شامگاه در يمن . طيش الذّباب . عرب به سبكى و تندى مگس مثل زند و گويد : « اطيش من ذباب » اصمعى گفته : و لانت أطيش حين تغدو شاردا * رعش الجنان من القدوح « 1 » الأقرح يعنى : هنگامى كه تو در بامدادان مىگريزى از مگس گريزانتر و ترسانتر هستى . و گفته : هر پشه يا مگس نيش مىزند و مىسوزاند « 2 » .
--> ( 1 ) - چاپ 1326 ه قاهره : من القروح . ( 2 ) - متن : كلّ ذباب أقدح يقدح . چاپ قاهره : أقرح يقرح . ( م . ) .