عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
312
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
كه پناهيدهء من است و آنچه او بر عهده دارد ، بر عهده من نيز هست . به خدا كه تو را وامىدارم تا خونبهاى يك آزاد و يك بندهء او را بدهى . پس هزار دينار از او گرفت و به زياد داد . زياد در قصيدهاى گفت : فللّه عينا من رأى كقضيّة * قضى لى بها شيخ العراق المهلّب قضى الف دينار لجار اجرته * من الطير إذ يبكى شجاه و يندب يعنى : در نگاهداشت خدا باد دو چشم كسى كه آن قضيه و داورى را - كه شيخ العراق ، مهلّب - به سود من داورى كرد ، ديده و مشاهده كرده باشد . حكم داد كه [ قاتل ] در برابر كشتن پرندهاى - كه من در ذمّه و پناه خود گرفته بودم - هزار دينار بپردازد ، پرندهاى كه در اندوه و غم خويش مىگريست و ندبه و زارى مىكرد . خبر اين داورى چون به حجّاج رسيد ، سخت بپسنديد و گفت : براى همين است كه عرب ، مهلّب را به سرورى برگزيده . شيخ المضيرة . ( پير دوغبا ) « 1 » ابو هريرة ( رض ) با وجود فضيلت و برگزيدگى كه نزد پيامبر ( ص ) داشت بسيار اهل شوخى و شكمباره بود . مروان بن حكم او را جانشين خود در مدينه قرار داده بود و او بر الاغى - كه پالانى بر او مىنهاد - مىنشست و هر كه را مىديد مىگفت : راه بده ، راه بده كه امير مىآيد ! و ابى رافع گويد كه : ابو هريره غالبا مرا به شام دعوت مىكرد و مىگفت : عراق را به امير رها كن و منتظر ما باش ، ناگهان مىديدم كه او با آبگوشتى پر روغن سر مىرسيد . او در عين حال ادعاى طبابت مىكرد و مىگفت : خوردن خرما آدمى را از قولنج نجات مىدهد ، و نوشيدن عسل آب در حال ناشتا درمان فلج است و خوردن به مايهء زيبايى فرزند مىگردد ، و خوردن انار كبد را به مىكند و كشمش اعصاب را تقويت مىكند و درمان رنجورى و بيمارى است ، و كرفس سبب تقويت معده و مايهء خوشبويى مىگردد و عدس مايهء نازكى دل مىشود
--> ( 1 ) - مضيره : آشى كه از شير ترش درست كنند . ( لغت نامه ) همان است كه در فارسى آش دوغا ( - دوغ با ) گويند ( م ) .