عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
310
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : نديدى آنچه كه ابو على در آن تأمل كرد - و من او را مردى صاحب خرد و فراست مىدانستم . بر سلطان نافرمانى كرد پس سپاهى - كه كوه ابو قبيس را از بيخ مىكندند - به دستگيرى او مبادرت كرد ، آن گاه طوس را بازداشتگاه او گردانيدند و طوس براى او شومتر از طويس گرديد . [ طويس تا روزگار مروان بن حكم بزيست و پس به سويداء - مكانى به فاصلهء دو شب راه به شمال مدينه - نقل كرد و آنجا ببود تا در سال 92 ه درگذشت ] . شؤم القزّ . ابن حجّاج گفته : مردم كرم و پروانهء ابريشم را نامبارك مىدانند و هر گاه مسافران كشتى آن را مىديدند يقين مىكردند كه كشتى غرق خواهد شد . ابن حجّاج بارها به شومى آن مثل مىزد ، از جمله مىخواند : يا سيّدى دعوة ذى حرقة * أقدم فى الشّؤم من القزّ عمامتى كانت أميريّة * مليحة الشّربش و الطّرز و لست بالباكى على فقدها * فالخزى أولى بى من الخزّ يعنى : اى سرور من بدان كه نفرين آدم سوخته دل ، در شومى پيشتر و بيشتر از كرم ابريشم است عمامهء من از گونهء اميريّه بود با حالت و پرزها و ريشههاى دلپذير ، من به جهت از دست دادن آن نالان نيستم زيرا كه خوارى به من بيشتر شايسته است تا به كرم ابريشم . شياطين سليمان - جنّ سليمان . شيب الغراب . چيزى ناشدنى را به پيرى زاغ مثل زنند و گويند آن كار شدنى نيست مگر آن كه زاغ پير شود ، همان گونه كه گويند مگر آنكه قير سفيد گردد يا اين كه قارظ [ عنزى ] برگردد ، و يا شتر از چشم سوزن درآيد . مقصود اين است كه هرگز چنان كار انجام نمىگيرد و اين از امثال تأبيد و ابدى است . جعدىّ گفته : فإنّك سوف تحلم أو تناهى * إذا ما شبت أو شاب الغراب يعنى : هنگامى كه تو پير بشوى يا زاغ پير گردد تو بردبارى نشان خواهى داد يا [ از خشم خود ] دست خواهى كشيد .