عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
309
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
آرامگير ، سوگند به خدا كه شتر شيرده همسايهات - كليب - را خواهم كشت . پس سوار شد و به سوى زمين كليب راه افتاد و تيرى به شتر كليب زد و او را از پاى انداخت . بدين ترتيب ميان دو قبيلهء بكر و تغلب آتش جنگ برافروخت و چهل سال دوام يافت و رويدادهاى سهمگين ديگرى نيز - كه ياد كرد آنها به درازا مىكشد - روى داد . و بدين ترتيب « شومى بسوس » مثل گرديد و بدان روى كه سبب آن جنگ بسوس بود ، اين جنگ به او نسبت يافت . گفتهاند حرب بسوس درازترين جنگهاى عرب است و بدان مثل زنند . شؤم داحس . داحس اسب قيس بن زهير عبسى بود و در شومى به دو مثل زنند زيرا كه به خاطر او چهل سال ميان ذبيان و عبس جنگ در گرفت . شؤم طويس . او از مخنّثان مدينه بود ، نامش طاوس بوده او را به جهت مخنّث بودنش ، طويس ناميدند و كنيهاش ابى عبد النعيم بود . او [ دانا به فنّ غنا ] و نخستين كسى بود كه در اسلام و در مدينه آواز خواند و دف نواخت . مأبون بود و از چيزى شرم نمىكرد و هر اندوهگين و مادر فرزند مرده را نيز مىخندانيد . مىگفت : اى مردم مدينه ، تا من در ميان شما هستم ظهور دجّال و ستور او را چشم بداريد ، امّا اگر من مردم آسوده بزييد . بدانيد كه مادر من همواره در ميان زنان انصار براى سخن چينى به آمد و شد مىپرداخت . در شب رحلت پيامبر ( ص ) مرا به دنيا آورد ، در روز مرگ ابو بكر از شيرم باز گرفت ، در روز كشته شدن عمر به حد بلوغ رسيدم ، در روز كشته شدن عثمان زن گرفتم و در روز كشته شدن على صاحب فرزند شدم . در مخنّث بودن و ابنگى و شومى به وى مثل زنند . دلنشينترين شعرى كه در آن به شومى وى تمثّل جستهاند ، سخن ابو الفتح بستى است در حق ابو على سيمجور : ألم تر ما ارتآه ابو علىّ * و كنت اراه ذالبّ و كيس عصى السلطان فابتدرت اليه * جيوش يقلعون ابا قبيس و صيّر طوس معقله فاضحت * عليه طوس اشأم من طويس